مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
حضور پرشور در راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات چشم فتنه‌گران و منحرفین را کور خواهد کرد
سازمان بسیج مستضعفین در بیانیه‌ای تاکید کرد: حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات مجلس شورای...
سند زنده نقض حقوق بشر در انگليس
محافل قضايي در انگلستان اعتراف كردند يك فرد مسلمان بدون آن كه هيچ اتهامي به او وارد باشد 10 سال در زندان...
ضريب نفوذ اینترنت در لیبی دو برابر شد
وزیر ارتباطات لیبی از افزایش ضریب نفوذ اینترنت و ارتباطات در این کشور خبر داد.
قنبري: شانس برد ذوب‌آهن بيشتر است
پيشکسوت فوتبال ايران گفت: در بازي‌ دو تيم استقلال و ذوب‌آهن در ديدار پلي‌آف آسيا شانس برد ذوب‌آهن بيشتر...
محورهای چالوس و شمشك به دیزین مسدود شد
محور چالوس واقع در استان های البرز و مازندران و محور شمشك به دیزین در استان های تهران و البرز به علت...
اعتصاب گسترده در اسرائیل وارد روز دوم خود شد
اتحادیه کارگران رژیم صهیونیستی برای تاکید بر خواسته های صنفی خود اعتصاب گسترده ای را در سراسر فلسطین...
نیویورک تایمز: برای تغییر در ایران باید ابتدا دولت سوریه را سرنگون کرد!
این روزها بحث اصلی و عمومی در آمریکا و اسرائیل بر روی مسئله حمله کردن یا حمله نکردن به ایران به دلیل...
زمان پرتاب ماهواره ایرانی ظفر
رئیس دانشگاه علم و صنعت از پرتاب ماهواره "ظفر" با قابلیت‌های بیشتر در سال آینده خبر داد و گفت: دانشگاه...
تغییر تاریخ سفر بازرسان آژانس به ایران
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در بیانیه‌ای‌ با تصحیح تاریخ سفر هیات آژانس به ایران، زمان ورود این هیات...
میرتاج الدینی: نمی خواهند پاسخ احمدی نژاد را پیش از انتخابات در مجلس بشنوند
معاون پارلمانی رئیس جمهور با بیان اینکه رئیس جمهور از هفته آینده آماده پاسخگویی به سوالات نمایندگان است،...
مجري شبكه گوگوش: به خبرگزاری فارس و سایت رجا مراجعه نکنید!
مجری شبکه من و تو در یکی از برنامه های این شبکه گفت: «ما چند روز پیش یک رای گیری در فیس بوک انجام داده...
آدرس منزل سرپل منافقين و فتنه‌گران در فرانسه
يكي از مخاطبان باشگاه خبرنگاران پس از انتشار خبري از ماموريت هاي جديد اردشير اميرارجمند از اعضاي كميته...
نماینده پارلمان سوریه بازداشت افسران اطلاعاتی ترکیه را تایید کرد
یک نماینده پارلمان سوریه با اعلام وجود اختلافات شدید میان مخالفان خارج‌نشین سوریه، تاکید کرد که ده‌ها...
قیمت پیشنهادی داماش اعلام شد
امیر عابدینی در گفت و گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس در مورد وضعیت نقل و انتقال داماش گیلان گفت: قوه...
ویژه نامه دهه فجر
دریافت نرم افزار
 
  دفعات نمایش: 245    دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 

 دانشگاه ‏

دانشگاه راس هرم مهندسى فرهنگي ‏

اهميت مهندسى فرهنگى به لحاظ نتايجى كه براى سعادت فرد و جامعه دارد به گونه‌اى است كه احتياط در هر ‏گونه اقدام و تصميم‌گيرى در مورد آن را مى‌طلبد. ‏
نظم و نسق‌دادن به مجموعه‌اى از مواد يا بازآرايى مجدد آنها به غرض ساختن يك ساختمان جديد را ‏مهندسى مى‌ناميم.هر گونه تنظيمى اصولا معطوف به يك غايت است و مهندسى هم از اين قاعده ‏استثناء نيست. مهندسى فرهنگى جامعه به معناى تنظيم عناصر فرهنگ در يك جامعه است: به ‏گونه‌اى كه در تناسب با غايت مطلوب باشد. در فرايند مهندسى فرهنگى گاهى فقط به كم و زيادكردن ‏مولفه‌هاى موجود يك فرهنگ و بازآرايى آنها اكتفاء مى‌شود ولى گاهى لازم است مولفه‌هاى جديد بر ‏مجموعه اجزاى موجود آن بيفزائيم. مهندسى فرهنگى هم يك فن است و محتاج مهارت‌هاى زيادى ‏علاوه بر علم و دانش است. تجربه و ذوق سليم هنرى مى‌تواند در كنار دانش نظرى فرايند مهندسى ‏را هنرى و زيبا و از سوى ديگر كم‌هزينه و پربار سازد. از آنجا كه فرهنگ مقوله‌اى اجتماعى است و ‏بدون مشاركت جمعى امكان مهندسى آن وجود ندارد و موضوعى نيست كه بتوان با زور و تحميل يك ‏راى و سليقه در موردش نتيجه گرفت، لاجرم بايد در فرايند مهندسى آن هم از تجربه و خرد جمعى ‏مدد گرفت.
اهميت مهندسى فرهنگى به لحاظ نتايجى كه براى سعادت فرد و جامعه دارد به گونه‌اى است كه ‏احتياط در هر گونه اقدام و تصميم‌گيرى در مورد آن را مى‌طلبد. البته از همين جا به پاسخ اين پرسش ‏مى‌رسيم كه چه كسانى در طراحى نقشه فرهنگى جامعه و بالتبع مهندسى آن اولويت دارند؟ اهل ‏فرهنگ عموما اعم از پژوهشگران عرصه دين، دانش تجربي، فلسفه، هنر و... و اساتيد در يك گفتمان ‏جمعى مى‌توانند نقشه اوليه ساختمان جديد فرهنگى جامعه را متناسب با اهداف متعالى آدمى ‏ترسيم كنند و البته از هر گونه جرم‌انديشى كه با ماهيت چنين فنى در تعارض است اجتناب كنند. ‏نقشه فرهنگ عمومى بايد همواره در معرفى نقد و و بررسى عمومى قرار گيرد تا مسير رو به رشد و ‏پويايى داشته باشد. به دليل ويژگى پويايى فرهنگ جامعه، مهندسى فرهنگى بر خلاف مهندسى يك ‏ساختمان كه با پايان‌گرفتن ساختمان پايان مى‌يابد، يك پروژه بى‌پايان است و همواره نيازمند بازنگرى و ‏تصحيح است.
اساتيد دانشگاه به ويژه آنها كه دغدغه سعادت و رفاه اجتماع را دارند بايد به تناسب رشته خود ‏سهمى در بازآرايى فرهنگى جامعه داشته باشند. روح حاكم بر نقشه فرهنگى اجتماع و مهندسى ‏آن، معنويت و ديانت است اما هيچ بخشى از آن نبايد در تعارض با عقل و خرد بشر باشد و اين جمع ‏بين عقل و ايمان يا دين و خرد بشرى مقوله دشوارى است كه نيازمند مشاركت اساتيد است.
‏ بايد جايگاه علوم در مهندسى فرهنگى مشخص شود
‏ حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر احمد احمدى - عضو مجلس شوراى اسلامى و استاد دانشگاه: ‏گفته‌اند واژه هندسه مغرب لفظ اندازه فارسى است و مهندسى يعنى اندازه‌گيرى و بر اساس اندازه ‏كاركردن. همه ما مى‌دانيم كه در ساختن يك خانه بايد نخست اندازه زمين معلوم شود سپس بر آن ‏اساس نياز آينده ساكنان خانه از اتاق خواب و هال و آشپزخانه و ساير نيازها بر روى آن، نقشه‌كشى ‏شود و در حين ساختن هم سخت مراقبت به‌عمل آيد كه بنا با نقشه منطبق باشد و اگر هر كدام از ‏اين مراحل نقصى داشته باشد، ساختمان به همان نسبت ناقص خواهد بود و حتى ممكن است اصلا ‏قابل استفاده نباشد. اكنون پرسش اين است كه وقتى يك بناى فيزيكى بدون مهندسى دقيق ناقص و ‏نابكار خواهد بود، يك فرهنگ، آن هم فرهنگ انقلاب، و بويژه فرهنگ انقلاب اسلامى با آن پيچيدگى ‏نظرى و عملي، به مهندسى دقيق، نخست در طراحى و ترسيم نقشه جامع و سپس در اجرا و نظارت ‏درست بر اجرا، نياز ندارد؟ مى‌دانيم كه انقلاب ما در مدتى بسيار كوتاه به پيروزى رسيد زيرا نظام ‏شاهنشاهى نظامى پوسيده بود و خيلى زود فروريخت از اين رو ما براى انقلاب مهندسى جامع ‏نداشتيم؛ با گروه‌هاى الحاد و نفاق هم نه تنها وجه مشترك نداشتيم بلكه آنها شمارى از مهندسان و ‏معماران انقلاب را از ما گرفتند. جنگ تحميلى هم هشت سال بهترين نيروهاى مهندسى فرهنگى و ‏وقت و توش و توان ما را گرفت. به همين جهت نتوانستيم براى انقلاب - از تدوين قانون اساسى ‏گذشته - يك مهندسى جامع تدوين و اجرا كنيم، آرى در زمان تعطيل‌شدن دانشگاه‌ها، به فرمان حضرت ‏امام رضوان‌الله عليه ستاد انقلاب فرهنگى با شش نفر تشكيل شد كه يكى از آنها توان اين كار را ‏نداشت و بيش از يكى دو جلسه هم، حضور نيافت، يكى هم كه به گفته خودش اساسا براى انقلاب ‏فرهنگى بلكه براى ممانعت از تحقق آن، آمده بود، بقيه هم با وجود آن ممانعت ناپيدا، بيشتر به حل ‏مشكلات دانشگاه‌هاى تعطيل‌شده و در حال بازگشايى پرداختند. [البته گزارش كار ستاد انقلاب ‏فرهنگى و شوراى عالى انقلاب فرهنگى نياز به فرصت ويژه‌اى دارد كه اميدوارم روزى آن را بنگارم و ‏منتشر سازم ] در آذر 63 هم كه ستاد به شورا تبديل شد تا 67 يعنى پايان جنگ، فرصت مهندسى ‏فرهنگى و نيروى لازم براى آن نبود. در دوران بازسازى هم، وقت و توان، مصروف بازسازى شد. در ‏هشت سال بعد هم آن باور و آن انگيزه و توان به اين مهندسى فرهنگى نبود تا اينكه سرانجام خود ‏مقام معظم رهبري، دستور اين كار صادر فرمودند. به هر حال، اكنون كه زمينه فراهم شده بايد ‏نقشه‌اى جامع براى فرهنگ به معناى فراگير آن ترسيم شود. به اين صورت كه نخست جايگاه مسائل ‏اعتقادى كه بن و بنياد و در واقع ستون فقرات فرهنگ ما است با دقت تمام و روشن و شفاف تعيين ‏شود، مقام وحى و حقايق وحياني، از مبدا و معاد و شناخت انسان و آغاز و انجام وى و نيز اخلاق ‏برخاسته از وحى - كه در بسيارى از موارد با اخلاق در مكاتب فلسفى به كلى متفاوت است - نيك ‏تدوين شود. جايگاه فقه و فقاهت و اجتهاد، يعنى مواردى كه يكسره مربوط به فقيه و مجتهد و عالم ‏دينى است از مواردى كه دين دستور مستقيم در آنها ندارد تفكيك شود. بر اين اساس جايگاه عباديات، ‏فلسفه، كلام، اخلاق، تعليم و تربيت، سياست و شعبه‌هاى مختلف آن، حقوق و شاخه‌هاى گوناگون ‏آن، مكتب اقتصاد، علم اقتصاد و اختصاص يا ارتباط هر كدام از آنها با فقه و علوم دينى روشن مى‌شود. ‏رشته‌هاى ديگر علوم كه پيوستگى كمترى با علوم كه پيوستگى كمترى با علوم دينى دارند از قبيل ‏روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، مديريت، جغرافيا، زبان‌هاى گوناگون، تربيت‌بدني، هنر و... بايد در جايگاه ‏فراخور خويش قرار گيرند. علوم ديگرى از قبيل فيزيك، شيمي، زيست‌شناسي، طب، موسيقي، تربيت ‏بدني، رياضيات و مانند اينها نيز، هر چند به لحاظ ساختار در چارچوب علوم دينى نمى‌گنجند اما از حيث ‏اهداف و كاربرد و نتايج بايد در جايگاهى برازنده آن هندسه كلى نظام، جاى گيرند. بايد معلوم كنيم كه ‏ما در علوم بنيادي، صنعت، صنعت نظامي، شاخه‌هاى نظرى علوم، شاخه‌هاى عملى آنها چگونه بايد ‏عمل كنيم، آيا مى‌خواهيم مثل آلمان در شاخه‌هاى نظرى و انتزاعى هر چه بيشتر و در شاخه‌هاى ‏كاربردى و فنى هم هر چه استوارتر پيش برويم يا مثل ژاپن باشيم كه چندان به علوم نظرى محض ‏نمى‌پردازد. به سراغ صنعت مى‌رود؟ در اين ميان اخلاق اسلامى كه در سراسر رفتار و گفتار ما تاثير ‏بنيادين دارد بايد درست و دقيق تبيين و دسته‌بندى و در جاى تا جاى زندگى ما - از رانندگى گرفته تا ‏روابط خانوادگى و تا دادوستد تجارى و برخورد با ارباب رجوع و ميانه‌روى در مصرف و... - پياده شود. ‏همين مسائل فرهنگى از آنجا كه مهندسى‌شده نيست گروه‌ها و ارگان‌هاى فراوانى به آنها پرداخته‌اند ‏و يك فرماندهى واحد و يكپارچه ميان آنها وجود ندارد كه آنها را باهم هماهنگ سازد و هر كدام با همه ‏حسن‌نيتى كه دارند به گونه‌اى عمل مى‌كنند كه حتى گاه با هم رودررو مى‌شوند. هم‌اكنون چندين ‏مركز در باب فلسفه اسلامي، آن هم با بودجه بيت‌المال، كار مى‌كنند بى‌آن‌كه معلوم شده باشد كه ‏چه مقدار به همه اينها نياز هست و آيا با يكديگر تداخل ندارند. در باب علوم قرآنى هم‌همين‌طور است؛ ‏البته با اين تفاوت كه در اينجا همه بودجه از بيت‌المال نيست، اما به هر حال ممكن است كار تكرارى ‏انجام گيرد. در هر زمينه مى‌توان نمونه‌هاى فراوانى آورد و رابطه هر كدام را با بقيه اجزاء و در كل به ‏هم‌پيوسته نشان داد. به هر حال طرح مهندسى فرهنگى سبب مى‌شود كه هر جزئى از سراسر كل ‏و مجموعه نظام به صورت متوازن و حساب‌شده در جاى متناسب خودش قرار گيرد و تا اين طرح تهيه و ‏پياده نشود اجزايى از هم گسسته خواهيم داشت آنچنان كه هم‌اكنون در بسيارى از موارد داريم.
‏ تحقق مهندسى فرهنگى نيازمند همكارى همه جامعه است
‏ دكتر مصطفى فضائلي: عبارت «مهندسى فرهنگي» تركيبى وصفى است كه درك مفهوم آن متوقف بر ‏فهم معناى هر يك از اجزاى آن است. واژه مهندسى از هندسه مى‌آيد كه علم اندازه‌ها و ‏اندازه‌گيرى‌هاست و در مورد مقولاتى مصداق مى‌يابد كه متشكل از ابعاد اجزا و زواياى متعدد و ‏گوناگون است، و هنگامى كه از مهندسى سخن مى‌گوئيم مفهوم سيستم به ذهن مى‌آيد، سيستم ‏كلى است متشكل از عناصر و اجزايى كه به لحاظ كاركرد و ساختار به گونه‌اى تنظيم شده‌اند كه در ‏خدمت هدفى واحد قرار دارند. در مهندسى سيستم جايگاه آن عناصر و اجزا و رابطه و نقش آنها به ‏گونه‌اى كه در راستاى هدف مشترك عمل كنند بررسى و مشخص مى‌گردد. اما واژه «فرهنگي» وصف ‏منسوبه به فرهنگ است. فرهنگ از مفاهيم فوق‌العاده پيچيده و با ابعاد و اجزاى متكثر است، به ‏گونه‌اى كه تعبيرى گويا و جامع از آن كارى بس دشوار است. البته تعاريف بسيار متنوعى از آن شده ‏است، ليكن با توجه به حصول اين مقام تعبيرى كوتاه و به نظرم پذيرفتنى از فرهنگ عبارت است از ‏‏«مجموعه به هم پيوسته‌اى از شيوه‌هاى تفكر، احساس و عمل، كه كم و بيش مشخص گرديده و از ‏سوى مجموعه‌هاى انسانى فراگرفته و جريان مى‌يابد. به تعبيرى فرهنگ جامعه حاوى سه دسته ‏عناصر است: عناصر مبنايي(باورهاى ارزشي)، عنصر رفتاري(عواطف، احساسات و...) و عنصر ‏محصولي(اقتصاد، سياست، حقوق، فرهنگ، صفت، فن‌آورى و...= تمدن.) مراد از مهندسى فرهنگى ‏اين است كه مهندسى نظام جامعه(شامل نظامات فرعى اقتصادي، سياسي، اجتماعى و فرهنگي) ‏با رويكرد و جهت‌گيرى به سوى فرهنگ هدف باشد. در هر جامعه‌اى فرهنگى حاكم است كه در همه ‏نظامات آن سارى و جارى است. حال از نگاه درون فرهنگي، چنانچه ميان عناصر فرهنگ جامعه تناسب ‏و همسازى نباشد، نياز به باز مهندسى خواهد داشت. مثلا، ما در باورهاى ارزشى‌مان اعتقاد به تعاون ‏و كار جمعى داريم (تعاونوا على البروالتقوي، يدالله مع الجماعه ....) اما در عمل روحيه كار جمعى ‏نداريم؛ آرمان شهادت‌خواهى داريم ولى در خيلى حوزه‌هاى عمل خطرپذيرى نداريم؛ اعتقاد به قيامت و ‏معاد داريم ولى روحيه گذشتن از منافع آنى در جهت منافع آتى را نداريم؛ طلب علم را فريضه مى‌دانيم ‏ولى اهل مطالعه و پژوهش نيستيم؛ به كرامت و ارزش والاى انسانى به عدالت اعتقاد داريم اين ‏ارزش‌هايى است كه در قانون اساسى مردم اعلام كرده‌اند، اما عناصر رفتارى و محصولى فرهنگى ‏جامعه ما تجلى عينى آن ارزش‌ها نيست. بايد ببينيم چرا آن آرمان‌ها و ارزش‌ها به فرهنگ رفتارى و ‏محصولى تبديل نشده است. اين نياز به مهندسى معكوس و بازمهندسى نظام جامعه دارد. يعنى بايد ‏نظام موجود را تجزيه و تحليل كنيم، ساختارها و كاركردهاى نظامات اقتصادي، سياسي، اجتماعى و ‏فرهنگى موجود جامعه را ترسيم كنيم تا نارسايى‌ها و نقاط ضعف و قوت آن روشن شود، آنگاه به ‏بازمهندسى آن بپردازيم و ساختارها و كاركردها را اصلاح كنيم. حال آنچه اهميت فوق‌العاده دارد و ‏بسيار نيز دشوار و پيچيده است، چگونگى مهندسى فرهنگى است. اين دشوارى به ويژه از آنجاست ‏كه ما از مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى براى جامعه‌اى سخن مى‌گوئيم كه يك فرهنگ ديرينه ‏و جارى دارد كه در تمام تار و پود آن رسوخ يافته است، در اداره‌اش، دادگاه اش، مدرسه و دانشگاه اش ‏و... يعنى از مهندسى يك جامعه تازه متولد شده سخن نمى‌گوئيم.
‏ اين در حالى است كه هرگونه تغيير و تحولى بايد توسط همين نهادها و در همين جامعه اتفاق بيفتد، ‏مسئله قدرى معماگونه و پارادكسيكال مى‌نمايد كه جامعه‌اى كه با رفتارهايى خوگرفته خودش را ‏متحول كند. بديهى است به يك باره نمى‌توانيم آنچه هست را براندازيم و طرحى نو دراندازيم. ‏مهندسى فرهنگى يك پروژه محض نيست بلكه در عين حال يك پروسه است كه تدريجى و دائمى ‏خواهد بود. بايد مقدمات فراهم گردد، نخست مهندسى فرهنگى انجام گيرد، فرهنگ آرمانى شناخته ‏شود، همان كه شاخص‌هاى ارزشى آن در اصول كلى و اصول اعلامى قانون اساسى جمهورى ‏اسلامى ايران آمده است. ديگر اين كه طرح آمايش فرهنگى كشور صورت گيرد يعنى نقشه جغرافيايى ‏فرهنگى ترسيم شود آنگاه شاخص‌ها و مختصات فرهنگ هدف تعيين گردد، سپس كاركردها و ‏ساختارهاى متناسب اقتصادي، سياسي، اجتماعى و فرهنگى مشخص شود. بديهى است اين مهم ‏نياز به يك پشتوانه نيرومند و همه‌جانبه مطالعاتي، تحقيقاتى و آموزشى دارد. اينجاست كه نقش ‏مراكز علمى و به ويژه دانشگاه‌ها و حوزه ظاهر مى‌شود. مطالعات، پژوهش‌ها و آموزش‌هاى علمى ‏روشمند و هدفمند در حوزه فرهنگ با همه ابعاد و اجزايش بايد انجام گيرد. اين نياز به بهره‌مندى از ‏همه تخصص‌هاى موجود و بلكه طراحى تخصص‌هاى تازه و گشودن حوزه‌هاى مطالعاتى جديد در ‏دانشگاه، حوزه و مراكز علمى و پژوهشى دارد. بنابراين مهندسى فرهنگى پروژه‌اى نيست كه از عهده ‏يك شخص، ارگان يا مجموعه‌اى به تنهايى برآيد، بلكه همه جامعه بايد با آن درگير شوند و در راس ‏همه، دانشگاه‌ها و دانشگاهيان قرار دارند، البته به يك مديريت و هماهنگ‌سازى ستادى نياز است كه ‏به شوراى عالى انقلاب فرهنگى محول شده است.
‏ تشكيل دولت فكر مهم‌ترين راهبرد تحقق مهندسى فرهنگى است
‏ دكتر محمدجواد حيدرى خراسانى عضو هيئت علمى دانشگاه: مهندسى فرهنگى يعنى طراحى ‏هندسه معضلات فرهنگى و نگرش سيستماتيك و نظام‌مند به مقوله فرهنگ. فرهنگ به معناى ‏مجموعه باورها، آداب و رسوم و تربيت و آموزش و پرورش و اخلاق، اعمال و... است. براى طراحى ‏هندسه معضلات فرهنگى با نگاهى سيستماتيك و نظام‌مند چهار مرحل بايد تحقق يابد: -1 ترسيم ‏وضعيت مطلوب فرهنگى در كشور -2 ترسيم وضعيت موجود فرهنگى در كشور -3 شناسايى و ترسيم ‏فاصله وضعيت موجود با وضعيت مطلوب فرهنگى -4 شناسايى و ترسيم راهكارهاى انتقال از وضعيت ‏موجود به وضعيت مطلوب.
‏ براى تحقق مراحل چهارگانه يادشده انجام امور زير ضرورى به نظر مى‌رسد: -1 تشكيل دولت فكر: ‏يعنى بسيج ظرفيت كارشناسى كل كشور در تمام ساحت‌هاى فرهنگ مانند جهان‌بيني، آموزش، ‏پرورش، اخلاق، اعمال. دولت فكر يعنى شناسايى متفكران و صاحبان مغز در عرصه‌هاى مختلف ‏فرهنگ و استفاده از كارشناسى ايشان در هدف‌گذارى‌ها و برنامه‌ريزى‌ها و تصميم‌گيرى‌ها زيرا فرهنگ ‏يك سيستم است كه اجزاى گوناگون دارد برخى از اجزاى فرهنگ، نظام‌ها هستند، مانند: -1 نظام ‏باورها، اعتقادات، مدعيات و مفروضات اساسى -2 نظام ارزش‌ها و نگرش‌ها (جهان‌بينى و ايدئولوژي) -‏‏3 نظام نمادها و رفتارها. مهندسى فرهنگ يعنى شناخت دقيق اجزاى سه‌گانه فرهنگى و طراحى و ‏نوسازى و بازسازى مجدد آن به‌گونه‌اى كه ارتباط موزون و منطقى بين ارزش‌ها و نگرش‌ها با مدعيات و ‏مفروضات اساسي، باورها و نمادها و رفتارها برقرار باشد و اين مهم انجام نمى‌گيرد مگر با ترسيم ‏مراحل چهارگانه وضعيت مطلوب، موجود، شكاف و فاصله ميان دو وضعيت و راهكارهاى انتقال. بنابراين ‏مهندسى فرهنگى كشور يعنى بازخواني، نوسازى و بازسازى كلان نظام كشور، نظام‌ها و دستگاه‌ها، ‏سياست‌ها، قوانين و سازوكارهاى لازم براى تحقق فرهنگ آرمان اسلام. براى رسيدن به مهندسى ‏فرهنگي، مهندسى دولت فكر به عنوان اصلى‌ترين و فراگيرترين كانون ايده‌پردازى و كارشناسى قوه ‏مجريه لازم است نظر به اينكه جامعه ايران و جمهورى اسلامى در انديشه توسعه بسر مى‌برد نخست ‏بايد با تشكيل دولت فكر به توسعه در انديشه دست يابد و توسعه در انديشه بدون تشكيل دولت فكر ‏امكان ندارد. منظور از دولت فكر يك شبكه گسترده ملى ايده‌پردازى و برنامه‌ريزى كاملا علمى و ‏سيستمى است كه در كنار عالى‌ترين سطوح قوه مجريه (هيئت دولت) تا پايين‌ترين لايه‌هاى آن ‏‏(دهيارى‌ها) قرار مى‌گيرد و با بسيج تمام ظرفيت كارشناسى كشور و حتى در صورت لزوم با استفاده ‏از ظرفيت كارشناسى جامعه جهانى مجموعه شبكه اجرايى كشور را از نظر فكرى و فرهنگى تغذيه ‏مى‌نمايد. رسالت دولت فكر، كمك فكرى برنامه‌ريزى شده و سازمان‌يافته به مجموعه حاكميت در ‏تمامى سطوح اجرايى جهت نگرش سيستماتيك و نظام‌مند در مقوله فرهنگ و بازخواني، نوسازى و ‏بازسازى كليه نظام‌ها و دستگاه‌ها، سياست‌ها، قوانين و سازوكارهاى لازم براى تحقق فرهنگ آرمانى ‏اسلام در جامعه است. مهم‌ترين كار دولت فكر براى رسيدن به مهندسى فرهنگى ترسيم وضعيت ‏موجود نظام باورها، اعتقادات و مدعيات و مفروضات اساسى و همچنين ترسيم وضعيت نظام ارزش‌ها ‏و نگرش‌ها و نظام نهادها و رفتارهاست. به علاوه بايد وضعيت مطلوب نظام‌ها تصحيح گردد و ‏راهكارهاى انتقال از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب نيز با استفاده از دولت فكر و شبكه گسترده ‏ايده‌پردازى و برنامه‌ريزى علمى و كارشناسى صورت گيرد.
‏ دانشگاهيان در اجراى فرهنگ نظام‌مند نقش مهمى دارند
 دانشگاه ‏ ‏ زهرا خزائى عضو هيئت علمى و مسئول دفتر پژوهش واحد خواهران دانشگاه قم: در ابتدا لازم است ‏تفاوت دو واژه مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى را روشن سازيم. معمولا فرهنگ هر جامعه‌اى را ‏مجموعه‌اى از عناصر گوناگون تشكيل مى‌دهد كه با توجه به لايه‌هاى مختلف آن مى‌توان پاره‌اى از آن ‏عناصر را به عنوان روبنا مطرح كرد و دسته‌اى ديگر را به عنوان زير بنا يا مبنايي. زبان، خط، آداب و ‏رسوم و هنر از جمله عناصر رو بنايى‌اند كه طبيعتا بايد بر عناصرى مثل دين، ارزش‌ها، باورها و عقايد ‏مبتنى باشند. مهندسى فرهنگ در اينجا به معناى طراحي، نوسازى و بازسازى سيستم يك فرهنگ ‏است يا قراردادن اجزاى هرلايه در جاى خود و برقرارى ارتباط سيستماتيك بين مبانى و عناصر ظاهرى ‏يا ايجاد انسجام و هماهنگى بين لايه‌هاى گوناگون براى رسيدن به هدف مطلوب يا همان فرهنگ ‏ايده‌آل. و لازمه تحقق اين سازگاري، مديريت صحيح فرهنگ مى‌باشد. اما مهندسى فرهنگى به معناى ‏مهندسى كلان نظام كشور، يعنى طراحي، ساماندهى و بازسازى نظام‌هاى چهارگانه اقتصادي، ‏سياسي، اجتماعى و فرهنگى بر مبناى اهداف فرهنگى است. در اين راستا بايد فرهنگ مهندسى ‏شده، بستر و زمينه‌ساز كليه نظامات، نهادها، سازمان‌ها و رفتارهاى فردى و اجتماعى قرار گيرد و ‏اينها در قالب و فضاى آن فرهنگ به بسط و توسعه بپردازند. نتيجه اين حركت، نهادينه‌كردن فرهنگ در ‏همه اركان نظام يا سلطه فرهنگ بر حوزه‌هاى اجتماعي، اقتصادي، سياسى و فرهنگى و لحاظ آن به ‏عنوان پايه همه اشكال توسعه مى‌باشد. با توجه به اينكه در نظام دينى ايران، فرهنگ دينى - ملى يا ‏اسلامى - ايرانى به عنوان فرهنگ اصيل و صحيح مورد پذيرش قرار گرفته، همه دستگاه‌ها، نهادها و ‏بخش‌هاى گوناگون ياد شده، علاوه بر اينكه بايد در فضاى اين فرهنگ دينى - ملى بازسازى شوند، ‏موظفند با هماهنگى و انسجام و با يك جهت‌گيرى واحد، به سوى تحقق فرهنگ اصيل حركت كنند. ‏آن‌گونه كه در سند چشم‌انداز به آن اشاره شده كه ايران در بيست سال آينده بايد متناسب با ‏مقتضيات فرهنگي، به يك كشور توسعه‌يافته تبديل شود و ايرانيان بر اصول اخلاقى و ارزش‌هاى ‏اسلامى خود تكيه كنند. از اين رو مهندسى فرهنگى لازمه تحقق يك فرهنگ است كه به عنوان يك ‏پروسه يا فرايند، به صورت تدريجى و در بلندمدت قابل تحقق است. و با توجه به اينكه اين مهم تنها در ‏صورتى محقق مى‌شود كه اين بازنگرى و بازسازى در همه حوزه‌ها و بخش‌هاى جامعه صورت بگيرد، ‏در نتيجه نمى‌توان قلمرو مهندسى فرهنگى را محدود به يك حوزه يا نهاد اجتماعى خاص دانست، ‏بلكه سطوح سه‌گانه فردي، اجتماعى و خانوادگي، در سه لايه باور، گرايش و رفتار را شامل مى‌شود ‏كه اينها بايد بر اساس فرهنگ دينى - ملى مورد تحليل و بازسازى قرار گيرند.
‏ با توجه به توضيحات فوق، لازمه تحقق مهندسى فرهنگي، شناسايى فرهنگ و كاربست آن در همه ‏دستگاه‌هاى اجرايي، اقتصادي، سياسى و فرهنگى خواهد بود. دانشگاه به عنوان يك موسسه ‏فرهنگي، به لحاظ تمركز نخبگان فكرى در آن، از دو جهت مى‌تواند در اين فرايند موثر واقع شود. از ‏سويى نخبگان دانشگاهى مى‌توانند با آگاهى از عناصر متفاوت فرهنگ و نظام‌هاى اقتصادي، ‏سياسي، فرهنگى و اجتماعى و آگاه‌سازى نسبت به اين عناصر و اركان، مقدمات تحقق مهندسى ‏فرهنگ را فراهم آورند. شناسايى عناصر ضعيف و ناسازگار با فرهنگ ملى - ديني، علاج ناهنجارى‌هاى ‏فرهنگى و تقويت عناصر موجود و مرتبط با فرهنگ و تبيين نحوه ارتباط سيستماتيك و نظام‌وار بين ‏عناصر زيرين و رويين و آگاه‌ساختن دانشجويان و جامعه از اين امر مى‌تواند به بسترسازى تحقق ‏مهندسى فرهنگى كمك كند. علاوه بر اين، نخبگان وابسته به هر يك از حوزه‌ها و نظام‌هاى برشمرده، ‏مى‌توانند با طراحى و بازسازى اصول و عملكردهاى متناسب با نظامى كه بدان تعلق دارند، بر پايه ‏فرهنگ اصيل اسلامى و با رفع ناهنجارى‌ها يا نواقصى كه در اين رابطه وجود دارد به اجراى فرهنگ ‏نظام‌مند خود كمك كنند. ايجاد ارتباط و هماهنگى بين دستگاه‌هاى مختلف و هم انديشى براى رفع ‏ناسازگارى‌ها و مشاركت‌دادن دانشجويان در اين پروسه و آگاه‌سازى جامعه از اين تحول، از جمله ‏فعاليت‌هايى است كه دانشگاهيان، با توجه به جايگاه علمى - فرهنگى خود مى‌توانند در اين راستا ‏ايفا كنند. تلاش هوشمندانه و آگاهانه، دلسوزى و احساس مسئوليت و صبر و تحمل از جمله ‏مولفه‌هاى اساسى است كه براى تحقق اين فرايند لازم و ضرورى است.
‏ دانشگاه مهم‌ترين بازوى تحقق مهندسى فرهنگى است
‏ دكتر مهديه سادات مستقيمي: براى تبيين مفهومى مهندسى فرهنگي، نخست بايد به تحليل مفهوم ‏دو عنصر «مهندسي» و «فرهنگ» پرداخت و آن‌گاه بارهاى معنايى ويژه اين تركيب اضافى را مورد ‏بررسى قرار داد.
‏ گستره معنايى واژه مهندسى (صرف‌نظر از جزئيات دقيق مرتبط با آن)، القاكننده نوعى عمل‌سازى ‏سيستماتيك و الگوپردازى نظام‌مند و زيربنايى است. مدل نوعى نقشه كاربردى و طرح عملياتى است ‏و بر اساس مبانى و اهداف طراحى مى‌گردد و سيستم نيز مجموعه‌اى روش‌مند رعايت‌مدار است كه ‏تعامل سنجيده و دقيق اجزاء علاوه بر كنش‌هاى مستقل هر يك از آنها در آن مورد ملاحظه قرار ‏مى‌گيرد. فرهنگ نيز آميزه‌اى از جلوه‌هاى انديشه‌ها و ارزش‌ها و دين و قوانين، تلقى‌ها و پندارها، ‏سنت‌ها و رفتارها و... در جنبه‌هاى مهم زندگى يك فرد يا جامعه است و بنا به تعبيري؛ فرهنگ تمدنى ‏زنده است. البته در مورد فرهنگ، حدود پانصد تعريف ارائه شده است و از بين آنها تعاريفى مقبول‌تر ‏است كه بر اساس زيرساخت‌ها و مولفه‌ها و شاخصه‌هاى فرهنگى خودمان، طراحى شده باشد و بايد ‏اقرار كرد كه ارائه تعريف حقيقى از فرهنگ، سهل و ممتنع است. تركيب اضافى مهندسى فرهنگى با ‏توجه به مفهوم عناصر و اجزاى سازنده آن نوعى معمارى و بازسازى و نوسازى فرهنگ بر اساس ‏مدل‌هاى سيستمى و الگوهاى نظام‌دار و تئورى‌هاى هندسه‌مند است. در قلمرو مهندسى فرهنگى ‏حداقل بايد به طراحى و مهندسى سه نقشه اصلى همت گماشت: 1) طرح دقيق وضعيت فرهنگ و ‏واقعيت‌ها و جريان‌هاى فرهنگى موجود «بر اساس فلسفه فرهنگ، علم فرهنگ‌شناسي، انواع ‏فرهنگ‌پژوهى‌ها و تحليل‌هاى آمارى و جريان‌شناسى‌هاى فرهنگي»
‏ ‏2) طرح دقيق و مدلى واقع‌گرايانه (و نه آرمان‌گرايانه) براى ترسيم وضعيت مطلوب فرهنگى بر اساس ‏ارزش‌ها و انديشه‌هاى بنيادين و دين و فطرت الهى و معيار اصيل و حديث ثقلين (قرآن و عترت)3 ) مدل ‏مهندسى فرهنگى براى تغيير و تحول وضعيت موجود و وصول به وضعيت مطلوب «بر اساس توجه به ‏مقياس‌ها، واقعيت‌ها، امكانات و جايگاه اجزاء و عوامل فرهنگي، روش‌ها، تناسب‌ها و نسبت‌ها، تعامل ‏و ترابط اجزاء و روش‌ها و غايات، و...»
‏ قلمرو مهندسى فرهنگى نيز قلمرو وسيعى است البته مدارهاى مهندسي، سبب تغيير آن نيز ‏مى‌شود .
‏ بر اساس گرايش و محوريتى كه در مهندسى فرهنگى وجود دارد مى‌توان آن را به مواردى از جمله ‏تقسيمات زير تقسيم كرد: 1) مهندسى فرهنگى دين‌مدار 2) مهندسى فرهنگى فرهنگ‌مدار 3) ‏مهندسى فرهنگى مردم‌مدار
‏ اگر دين را بتوان به خوبى تعريف كرد و اگر بتوان در گرايش مهندسى فرهنگي، دين‌مدارى را برگزيد و در ‏تمامى ساحت‌هاى مهندسى فرهنگى به دين‌دارى پايبند بود، آن‌گاه مى‌توان ادعا كرد كه قلمرو ‏مهندسى فرهنگى دين‌مدار، به وسعت قلمرواى است كه دين در آن جلوه كرده است از اين رو گستره ‏اين قلمرو همه ساحت‌هاى اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فردي، اخلاقى و... را در بر مى‌گيرد. در اين ‏نوع از مهندسى فرهنگي، براى گذر از وضعيت موجود در رسيدن به وضعيت مطلوب بايد با شاخصه‌ها و ‏معيارها و سنجه‌هاى دينى به ايجاد تحولاتى در زمينه فرهنگ همت گذاشت؛ مهم‌ترين تحولاتى كه در ‏قلمرو مهندسى فرهنگى محقق مى‌شوند عبارتند از:
‏ ‏1) تحول توسيعي(تحول در پهنا) 2) تحول تعميقي(تحول در ژرفا) 3) تحول تطبيقي(تحول روبنايى با ‏توجه به تطابق‌ها و تناسب‌ها) 4) تحول تصحيحي(تحول به منظور تصحيح خطايا و انحرافات) 5) تحول ‏تاثيرى (تحولى كه تحت تاثير پديده‌هاى نوين مثل تكنولوژى و... پديد مى‌آيد.
‏ از سوى ديگر قلمرو مهندسى فرهنگي، سه مقوله 1) رهيافت‌ها 2) راهبردها 3) راهكارها را شامل ‏مى‌شود و مهندسى فرهنگى دين‌مدار همه اين‌ها را از دين و دين‌مدارى به استعاره مى‌گيرد. به ‏همين جهت مهندسى فرهنگى دين‌مدار، بايد به سوى فرهنگى‌شدن قدسى پيش رو، و به تعبير ديگر ‏مدل فرهنگى مطلوب در جامعه دينى بايد (فرهنگ قدسي) باشد، هر چند مقاومت‌هاى فزاينده و ‏گسترده‌اى در مقابل فرهنگى‌سازى قدسى وجود دارد ولى تنها مدلى كه مى‌تواند عالم‌گير باشد ‏همين مدل فرهنگى است زيرا اين مدل متخذ از متن دينى است كه با فطرت الهيه سازگارى دارد. آن ‏چه كه مهم است اين است كه دين بايد فرهنگ شود و فرهنگ دينى در متعالى‌ترين قرائت‌هاى آن ‏همان «فرهنگ قدسي» است. قلمرو دين پهناى همه زمان‌ها و مكان‌ها را فرا مى‌گيرد و مهندسى ‏فرهنگى دين‌مدار نيز در چنين قلمرواى به عرصه ظهور مى‌رسد. دين با وجود عنصر ثابت و متغيرى كه ‏در درون خود دارد، داراى اين قابليت است كه انعطاف پيدا كرده و در همه گستره‌ها و مجارى و ‏بسترهاى فرهنگى جارى مى‌شود.
‏ چنان‌چه بيان شد در مهندسى فرهنگي، بايد بر سه مقوله هم‌تباري، هم‌گرايى و هم‌سويي؛ اجزاي، ‏عناصر، اهداف، غايات، پيام‌ها، حقوق و مسئوليت‌ها در سيستم فرهنگ و نظام فرهنگى تاكيد كرد و ‏در اين بين بايد به سه مقوله: 1) تعادل 2) تناسب 3) تعامل و ترابط اجزاء در سيستم فرهنگي، دقت ‏فراوان مبذول داشت. شناسايى و مهندسى اين مقولات، به توانمندى علمى عميقى نيازمند است كه ‏دانشگاه‌ها مى‌توانند آن را تامين نمايند. شايد بتوان در يك كلام مختصر و مفيد، نقش دانشگاه‌ها در ‏سه ساحت 1) بنيادها 2) نمودها 3) نهادهاى فرهنگ ديني، نقشى موثر و چشمگير دانست و در هر ‏سه ساحت فوق بدون مهندسى عميق فرهنگى نمى‌توان به موفقيت نائل آمد. شوراى عالى انقلاب ‏فرهنگى نقطه شروع و اتكاى مهندسى فرهنگى است ولى دانشگاه‌ها نيز مهم‌ترين بازوهاى تحقق ‏اين امر مهم‌اند. هر چند شوراى عالى انقلاب فرهنگى به منزله مغز و مركز فرماندهى مهندسى ‏فرهنگى است ولى دانشگاه‌ها به منزله حواس ظاهر و رشته‌هاى مدار عصبى هستند كه مى‌توانند ‏اطلاعات و مواد خام و الگوهاى اوليه‌اى را براى اين مهندسى فرهنگى در اختيار اين شورا بگذارند. ‏البته نقش دانشگاه‌ها به موارد فوق منحصر نمى‌شود، بلكه دانشگاه‌ها در تصميم‌گيرى و تعميم‌سازى ‏و برنامه‌ريزى عملياتى و تاكتيكى و حتى اجرا و بيان هندسه‌هاى عملى و تبيين گزاره‌ها و آموزه‌هاى ‏فرهنگى و جلوگيرى از خطا در تطبيق و تشخيص مصداق و موضوع و توجه‌دادن به ظرف زمان و مكان و ‏بسيارى از موارد ديگر مى‌توانند نقش چشمگيرى داشته باشند. البته در مهندسى فرهنگى ‏دين‌مدارانه، مهم‌ترين نقشى را كه دانشگاه مى‌تواند ايفاد نمايد در تعامل با حوزه است. احياى فكر ‏دينى در جريان مهندسى فرهنگى مهم‌‌ترين رسالت مشترك حوزه و دانشگاه است. اين رسالت در ‏جهان جديد كه منشور غرب از نظر فكرى و فرهنگى موجب جابجايى و تزلزل و از هم گسيختگى‌هاى ‏فرهنگى و فكرى مى‌شود، از اهميت بيشترى برخوردار مى‌شود. شايد اين تعبير شايسته‌اى باشد كه ‏بگوييم مهندسى فرهنگى در بعضى از بخش‌ها و بنيادهاى فرهنگى بايد فيلسوفانه و در بعضى از ‏روبناها و ساختارها و روش‌ها و نمودها بايد پيامبرانه و در بعضى از ساحت‌هاى مديريتى و ‏سياست‌گذارى‌هاى كلان بايد اقتداگرايانه باشد و دانشگاه‌ها با اقسام تحقيقات بنيادى و كاربردى و... ‏نه تنها در بخش تئورى و نظرى بلكه حتى در بخش نظارت و اجرا مى‌توانند فيلسوفانه و پيامبرانه و ‏اقتداگرايانه به ايفاى نقش بپردازند.

نويسنده: احمد احمدى ‏-- منبع: روزنامه رسالت ‏

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما