مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 481    چهارشنبه 21 اسفند 1387 

شناختى بر مهم ترين مسائل الهيات اصلاح شده

قسمت اول

شناختى بر مهم ترين مسائل الهيات اصلاح شده
پيش از آن كه به بررسى مهم ترين مسائل الهيات اصلاح شده بپردازيم، طرح چند سوال، روشنگر مباحث مطرح شده اين سنت فكرى نوپا خواهد بود: آيا مسائل مطرح شده در الهيات اصلاح شده، منعزل از مسائل الهيات طبيعى و مبناگروى كلاسيك است، يا اين كه مسائل آنها به نحوى با هم مرتبطند؛ با اين تفاوت كه يك نوع اصلاح و بازنگرى دوباره در آن رخ مى نمايد و باعث تمايز آنها از يكديگر مى شود؟ آيا اختلاف الهيات اصلاح شده با الهيات طبيعى، اختلاف در مبنا و باورهاى زيرساختى آنها است و يا اينكه اختلاف مبنايى وجود ندارد، بلكه اختلاف در بعضى مسائل مطرح شده در آنهاست.
در اينكه پيروان الهيات اصلاح شده برخى مسائل الهيات طبيعى را مورد حمله قرار مى دهند، شكى نيست؛ اما هر دو نحله فكرى مبناگرا هستند و معيارهاى تعيين شده براى معرفت را مى پذيرند؛ ولى در الهيات اصلاح شده معيار و مبناهاى معرفت به نوعى تكميل و بسط داده شده است. از اين رو، پاسخ سوالات فوق تا حدى روشن شد؛ مبنى بر اينكه الهيات اصلاح شده و الهيات طبيعى با وجود برخى كشمكش ها چندان هم غريب نيستند و به گونه اى همسو حركت مى كنند؛ البته پاسخ مفصل اين سوالات را به تدريج خواهيم يافت.
طبيعى است كه شناخت كامل يك علم در گرو آشنايى تفصيلى با مسائل آن علم ممكن است. آگاهى به مسائل الهيات اصلاح شده از رهگذر مسائل مطرح شده از سوى طرفداران آن امكان پذير است. هرچند امكان بررسى همه مسائل و نكته نظرهاى همه طرفداران آن مقدور اين مختصر نيست؛ ولى به پاره اى از مسائل اصلى كه به نحوى چالش با الهيات طبيعى را نشان دهد، مى پردازيم.
پلانتينگا و ولتر ستورف به عنوان دو نماينده پرنفوذ معرفت شناسى اصلاح شده، با نگاهى انتقادى به معيار مبناگروى كلاسيك كه باعث ناهموارى راه ايمان به خدا شده است، پرداخته و سپس با ارائه معيارهاى نه چندان دقيق، در تبيين ملاك و معيار معرفت از ديدگاه معرفت شناسى اصلاح شده برمى آيند و با موارد و مثال هاى گوناگون و با ارائه تمثيل هاى مختلف به تبيين آراء خود مى پردازند.
پيش از ورود به بحث اصلى، يادآورى دو نكته سودمند است كه پلانتينگا در طى آثارش به آن اشاره دارد: نكته اول، اينكه خداى مورد بحث در سنت معرفت شناسى اصلاح شده، همانند خداى الهيات طبيعى، همان خداى اديان ابراهيمى است؛ يعنى موجود واقعى متعالى كه علم و قدرت مطلق دارد؛ آسمان و زمين و آدميان را آفريده است و هنوز هم در كار تدبير آنهاست؛ بويژه، به انسان كه در صورت خويش آفريده، عنايت خاص دارد. اين سنت حاضر نيست قولى را بپذيرد كه بولتمان و يا حتى جان هيك بر آن ملتزم بود، مبنى بر اينكه اعتقاد به خدا به هيچ وجه به معناى اعتقاد به وجود نوع خاصى از موجود نيست؛ بلكه به معناى اتخاذ يك بينش و يا خط مشى خاص، يا اتخاذ نوعى عزم است.(1) بنابراين آنچه متكلمان معرفت شناسى اصلاح شده در مورد اعتقاد به خدا نظر دارند، اين است كه:
اولاً: ذاتى از نوع خاص وجود دارد؛ موجودى كه كار مى كند؛ باورهايى دارد؛ اهداف و غاياتى دارد.
ثانيا: اين ذات غير مادى است؛ بنفسه(2) وجود دارد؛ خير محض و عالم مطلق و قادر مطلق است و بدين گونه است كه جهان در وجود خود، وابسته به اوست.(3)
نكته دوم، اينكه واژه believe به دو صورت استعمال مى شود: يكى به معناى تصديق به مفاد گزاره اى، كه در اين صورت، معمولاً با پسوند that مى آيد؛ مانند I believe that God exists و گاهى به معناى اطمينان و اعتماد به كسى، كه در اين صورت معمولاً با پسوند in به كار مى رود؛ مانند جمله I believe in God.( 4)
هر چند پلانتينگا مى پذيرد كه ايمان دينى چيزى بيش از تصديق يك گزاره است و در واقع، اعتماد (believe in ) و سپردن زندگى خود به خداست، به هر حال، چون اطمينان و اعتماد به چيزى بدون اذعان و تصديق به وجود آن ممكن نيست، از اين جهت، در معرفت شناسى اصلاح شده هرگاه سخنى از ايمان به خدا به ميان مى آيد، به معناى باور به وجود متعلَّق آن است و در اين نكته با الهيات طبيعى همسانى مى كند كه هر وقت از معقوليت ايمان به خدا بحث مى شود، مراد تصديق و باور به وجود خداست؛ با اين فرق كه هواداران الهيات طبيعى ايمان بر خدا را به دليل و برهان مبتنى مى سازند و باورهاى دينى را به مثابه باورهاى غيرپايه تلقى مى كنند.

1 ـ «معرفت»، باور و معرفت شناسى اصلاح شده

مسئله اى كه ابتدا طرح و بررسى آن مهم جلوه مى كند، اين است كه، مطابق با مدل معرفت شناسى اصلاح شده «معرفت»(5) دقيقا چيست؟ و ـ اگر اصلاً تمايزى باشد ـ چگونه از باور صرف يا حتى باور معقول، متمايز مى گردد؟ آيا معرفت شناسان اصلاح شده اساسا با اين ادعا كه به وجود خداوند (در مقابل صرف باور داشتن به خداوند معرفت دارند)، به چيز با اهميتى دست مى يابند؟
معمولاً ادعاى علم و معرفت داشتن را فيلسوفان و عوام النّاس امرى قوى تر و شديدتر از ادعاى باور داشتن تفسير مى كنند. باورها ممكن است خطا از كار درآيند. ما اعتراف كسى را كه يكى از باورهايش خطا از كار درآمد، امرى غير معمول نمى يابيم؛ امّا اين را كه شخصى بپذيرد كه خطاى پاره اى از علمش اثبات گشته است، عجيب تلقى مى كنيم. تصور مى شود كه علم و معرفت بر خلاف باور، مصون از خطاست و در موردى كه يك ادعاى معرفتى، خطا از كار درمى آيد، نتيجه اى كه بايد گرفت اين است كه شخص به آنچه ادعاى دانستن آن را مى كرد، معرفت واقعى نداشت و به خطا، ادعاى دانستن و معرفت مى كرد.(6)
بنابراين در معرفت خصيصه اى نهفته است كه آن را از باور صرف متمايز مى سازد. طبيعتا آن خصيصه و ويژگى به تعبيرهاى عام و يا خاص از معرفت بستگى دارد. به تعبير ديگر، هر سنت فكرى كه بخواهد منظورش را از معرفت بيان كند بايد ابتدا گستره مفهومى آن را روشن نمايد و بعدا به طور دقيق مراد خود را از آن بيان كند.
مبناگروى كلاسيك مدعى است كه شخص زمانى مى تواند در مورد باورهايش ادعاى معرفت بكند كه اولاً يا به نحو پايه آنها را پذيرفته باشد و يا بر اساس روش قياسى و مقدمات منطقى و استقراء آنها را از باورهاى پايه استنتاج كرده باشد. به تعبير ديگر، از نظر مبناگروى كلاسيك، ادعاى معرفت زمانى ميسّر است كه بتوان قراين كافى در جهت معقوليت و توجيه باورهاى صادق خود اقامه كرد. بنابراين معرفت در نظرگاه مبناگروى كلاسيك، ارائه دليل و شواهد كافى بر باور صادق است. اين ديدگاه در جهت تأمين معرفت، چندان مقبول معرفت شناسى جديد واقع نشد و طرفدارانش در صدد برآمدند اولاً باورهاى پايه را از انحصار مقبول مبناگروى دربياورند و ثانيا گستره آنها را توسعه دهند و الگوى ديگرى براى باورهاى پايه نظام سازى كنند. در اين كه چقدر موفق شدند و توانستند الگوهاى خود را منقّح سازند، حرف ديگرى است.

2 ـ معرفت شناسى اصلاح شده و انتقاد آن بر مبناگروى كلاسيك

مبناگروى كلاسيك، به رغم نفوذ و سيطره اى كه در غرب داشته و دارد، امروزه از سوى فيلسوفان غربى مورد انتقادهاى فراوانى قرار گرفته است. معيار مبناگروى كلاسيك براى پذيرش و معقول بودن يك باور چنين بود:
«فرد s در پذيرش باور p موجّه است، اگر و تنها اگر (1) p براى s واقعا پايه باشد؛ يعنى براى s، بديهى اولى، خطاناپذير يا بديهى حسى باشد، يا (2) باور s به p بر پايه قضايايى باشد كه آنها خودشان واقعا پايه هستند و به صورت قياسى، استقرايى و يا بر پايه بهترين تبيين موجود(7) از pحمايت مى كند.»(8)
پلانتينگا به عنوان نماينده معرفت شناسى اصلاح شده دو انتقاد اساسى به معيار مبناگروى كلاسيك وارد مى كند:
ابتدا مشكل خودارجاعى را مطرح مى كند و چنين مى گويد كه اگر معيارهاى مورد پذيرش خود اين قضيه را در مورد خودش به كار بگيريم و آن را مورد ارزيابى قرار دهيم، آن را موجّه و معقول نخواهيم يافت؛ زيرا نه بديهى اولى است، نه بديهى حسى و نه خطاناپذير است. پيداست كه از يك طرف بديهى حسى نيست و از سوى ديگر خطاناپذير هم نيست؛ زيرا از حالات ذهنى خودمان خبر نمى دهيم؛ اما ممكن است گفته شود ما برخى شواهد شهودى به سود اين قضيه داريم و از اين رو، مى توان آن را بديهى اولى دانست؛ اما پلانتينگا مى گويد: اين شواهد به اندازه اى نيستند كه اين قضيه را بديهى كنند؛ يك قضيه در صورتى بديهى اولى است كه شخصى كه دستگاه معرفتى اش سالم است، هنگامى كه آن را فهميد به درستى اش هم پى ببرد؛ يعنى حتى ممكن نباشد كه آن را بفهمد، اما درستى اش را درنيابد؛ در حالى كه قضيه مذكور اين گونه نيست؛ يعنى ممكن است كسى آن را بفهمد، اما درستى اش را درنيابد. همچنين موجّه بودن اين قضيه بر اساس معيارى كه خودش ارائه مى دهد، اين است كه به شكل صحيحى مبتنى بر قضاياى ديگر باشد. به عبارت ديگر، بايد استدلالى قياسى، يا استقرايى و يا بر اساس حساب احتمالات بتوان استنتاج بهترين تبيين موجود، به سود آن اقامه كرد. پلانتينگا بيان مى دارد: تا آنجا كه ما مى دانيم مبناگرايان كلاسيك تا به حال چنين استدلال هايى را ارائه نكرده اند. از اين رو، بايد گفت كه مبناگرايان كلاسيك در پذيرش اين قضيه به وظيفه معرفتى خويش عمل نكرده اند؛ يعنى با پذيرش اين قضيه بر خلاف معيارى كه در آن بيان مى شود عمل كرده اند.(9)
انتقاد دوم پلانتينگا بر معيار مبناگروى كلاسيك اين است كه چون مبناگروى كلاسيك باورهاى پايه را منحصر در گزاره هاى بديهى (حسى و عقلى) و خطاناپذير نموده است، از اين جهت با پذيرش آن، ناچاريم از خيلى باورهايى كه ما آنها را به صورت پايه دريافت كرده ايم و خودمان را در دريافت اين باورها محق مى دانيم و معتقديم كه روند طبيعى دستگاه معرفتى ما سبب پذيرش اينگونه باورها شده است، دست بكشيم. از جمله اين باورها، باورهاى ما درباره حوادث گذشته، يا باورهايى است كه درباره احساس و عواطف اشخاص ديگر داريم و از قبيل باورهاى پايه اند، با اينكه نه بديهى اولى يا حسى و نه جزء قضاياى خطاناپذيرند و نه با برهان و دليل اثبات كرده ايم، ولى در عين حال ما آنها را باورهاى پايه محسوب مى داريم. پس بدين ترتيب، يا بايد دست از اينگونه عقايد خود برداريم و پذيرش آنها را بر خلاف وظيفه معرفتى خود بدانيم و يا معيار مبناگروى كلاسيك را خطا اعلام كنيم. مسلما اين گونه نيست كه ما در دريافت اين باورها مرتكب نقض وظيفه شده باشيم. البته پلانتينگا منكر آن نيست كه ما چه بسا در اين باورهاى خود دچار اشتباه شده باشيم؛ اما مهم اين است كه به هر حال ما برخلاف وظيفه خود عمل نكرده ايم. وى نمى گويد ما اصلاً هيچ وظيفه اى نسبت به باورهايمان نداريم؛ بلكه مى گويد: من هرچه تأمل مى كنم كه پذيرش معيار مبناگروى كلاسيك را جزء وظيفه خود بدانم و از باورهايى كه به عنوان پايه قبول كرده ام دست بكشم، راهى نمى يابم؛ جز اينكه معيار مبناگروى كلاسيك را خطا اعلام مى دارم.(10) بنابراين پلانتينگا مبناگروى كلاسيك را غيرقابل دفاع و حتى ناسازگار با معيار ارائه شده در توجيه و معقوليت آن معرفى مى كند.

پی نوشتها :

1ـ الوين پلانتينگا، عقل و ايمان، پيشين، ص 51.
2- a se.
3ـ الوين، پلانتينگا، عقل و ايمان، پيشين، ص 54.
4- Plantinga, "Reason and Belief in God", PP.18-19.
5- Knowledge.
6ـ جى. ام. ون هوك، علم، باور و معرفت شناسى اصلاح شده، ترجمه سيد حسين عظيمى دخت، مجله حوزه و دانشگاه سال ششم ش 22، سال 1379، ص 157.
7- Abduction = inference to the explanation.
8ـ ر.ك.: محمدعلى مبينى، عقلانيت باور دينى از ديدگاه الوين پلانتينگا، پيشين، ص 29.
9ـ همان، صص 30ـ29.
10- plantinga, warranted christian belief, pp. 97-98. به نقل از: محمدعلى مبينى، پيشين، صص 13ـ03

نويسنده: دلبر شجاع
منبع: كتاب معرفت شناسى اصلاح شده

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما