اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  صعود به سوى سقوط     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه

صعود به سوى سقوط

مرورى بر بحران‏هاى جامعه آمريكا

اين مقاله تلخيص و تحقيقى از مقاله «راه حل‏هاى دموكراتيك براى بى‏نظمى‏هاى دمكراتيك» اثر Gertrude himmeifard است كه در دو بخش و در دو شماره هفته‏نامه سياسى - پژوهشى آمريكا (نگاهى ديگر) به چاپ رسيده است.
نا به هنجارى‏هاى جامعه آمريكا، بيشتر اخلاقى و فرهنگى است كه فروپاشى اصول و رفتارهاى اخلاقى، بى‏احترامى به مقامات و نهادهاى اجتماعى، از هم پاشيدن بنيان خانواده، زوال ادب و تربيت، ابتذال فرهنگ ملى و... نمونه‏اى از آنها مى‏باشند. از اين رو سه چهارم مردم - در يك نظرسنجى جديد - مشكل اصلى آمريكا را انحطاط اخلاقى دانسته‏اند. اين انحطاط به شكل امور نامشروع، جنايت، خشونت، اعتياد به مواد مخدر، نمايش و درج مواد مستهجن، انحرافات جنسى در اينترنت و... ظاهر شده است. البته به ظاهر برخى از اين موارد، در سال‏هاى اخير بهبود يافته‏اند؛ ولى ميزان آن در حدى نيست كه موجب رضايت و اميد به بهبود مستمر اوضاع گردد و در عوض، مواد ديگرى از ناهنجارى‏هاى اخلاقى نيز رو به افزايش گذاشته است كه عبارتند از:
1- تولد نوزادان نامشروع، گرچه در بين مادران ميان سال كاهش يافته، ولى تولد اين گونه فرزندان در بين مادران بزرگ سال و دختران نوجوان، رشد داشته است و آمريكا، بالاترين نرخ باردارى نامشروع دختران نوجوان را در بين كشورهاى صنعتى جهان داراست.
2- آمار طلاق، گرچه رو به كاهش گذاشته، امّا در مقابل، زندگى مشترك و بدون ازدواج رسمى، هر روز، عادى‏تر و بيشتر شده است و در واقع، افرادى كه بدون انجام ازدواج، روابط جنسى برقرار مى‏كنند، به آسانى مى‏توانند بدون انجام مراحل قانونى طلاق، از هم جدا شوند.
3- علت كاهش سقط جنين آن است كه حرام‏زادگى يا بچه‏دار شدن خارج از روابط قانونى زناشويى، آبرومندانه‏تر شده است و نيز با وجود كاهش مفاسد اجتماعى در برخى از موارد، اين موارد نسبت به دهه 1950م. رشد چشم‏گيرى داشته است.
برخى معتقدند كه هيچ راه حلى براى درمان انحطاط اخلاقى آمريكا وجود ندارد؛ زيرا اين انحطاط، محصول الزامى و اجتناب‏ناپذير پيشرفت و مدنيت مادى و غربى است و مادامى كه پيشرفت مادى باقى و يا رو به رشد باشد، انحطاط اخلاقى باقى و رو به افزايش خواهد بود. دلايل زياد ديگرى براى اثبات اين ادعا وجود دارد كه عبارتند از:
مدنيت بيمار، ستيز با مذهب، شكاف ملى و تضاد فرهنگى كه به توضيح آنها مى‏پردازيم:

مدنيت بيمار

بعضى معتقدند كه وضع يا فسخ قوانين و مقررات يا انجام اقدامات زير، مى‏تواند به كاهش نابسامانى‏هاى اخلاقى جامعه آمريكا مدد رساند:
1- تصويب قوانينى براى پيشرفت رفاه اخلاقى كشور.
2- لغو قوانين مشكل‏ساز؛ چون طلاق بدون دليل.
3- سپردن قدرت دولت مركزى به حكومت‏هاى ايالتى محلى.
4- انجام اصلاحاتى در قانون اساسى؛ چون ممنوعيت يا محدود سازى سقط جنين.
5- وضع قوانين مربوط به تجديد و اعاده حيثيت خانواده.

ستيز با مذهب‏

توكويل، منتقد فراسوى دموكراسى آمريكا، بيش از صد سال قبل گفته بود كه دين و آزادى در آمريكا، دو مسير متضاد را مى‏پيمايند. او دريافته بود كه نگرش آمريكايى‏ها به دين، در حال زوال است و حتى پيش‏بينى كرد كه جامعه آمريكا به سوى لامذهبى پيش مى‏رود؛ زيرا بيش از آن كه به معنويت توجه كند، به منفعت مادى توجه دارد و به علاوه، قوانين كشورى به مردم اجازه و آزادى انجام هر كارى را مى‏دهد؛ ولى مذهب موافق انجام برخى از اين كارها نيست. اين در حالى است كه به مذهب در يك حكومت جمهورى - چون آمريكا - بيش از حكومت پادشاهى نياز است؛ به آن دليل كه مذهب وسيله‏اى براى انسجام بخشيدن به روابط اخلاقى است و اين پديده‏اى است كه در حكومت جمهورى، كمتر به چشم مى‏خورد. آمريكايى‏ها ادعا مى‏كنند كه مذهبى‏تر از اروپايى‏ها مى‏باشند و در اين‏باره، آمارهاى زير را ارائه مى‏دهند:
1- در آمريكا، هر هفته حداقل 43 درصد مردم به كليسا مى‏روند؛ ولى اين رقم در بريتانيا 14 درصد، فرانسه 12 درصد و در سوئد 4 درصد است.
2- در آمريكا 49 درصد مردم مى‏گويند كه دين در زندگى‏شان با اهميت است و اين رقم در بريتانيا 17 درصد، فرانسه 10 درصد و در سوئد 8 درصد است. اگر واقعاً مذهب در آمريكا، بسيار مهم است و تأثيرات مثبتى در جامعه آنها دارد، چرا بر اساس اظهارات و آمار موجود، اين كشور در معرض زوال اخلاقى است؟ واقعيت آن است كه كليساها، ديگر اخلاقيات را تبليغ نمى‏كنند و نيز با وجود دو برابر شدن انجيلى‏ها، تعداد كليساها به يك چهارم تقليل يافته است و حتى مذهبى‏ها، مورد تحقير قرار مى‏گيرند.

شكاف ملى‏

جامعه آمريكا، جامعه‏اى دو ملتى يا ملتى دوگانه است؛ دو ملتى كه هيچ مراوده، ارتباط و همدردى بين آنها وجود ندارد. از اين رو، احساسات، عادات و افكار همديگر را ناديده مى‏گيرند و گويى آنها در دو سياره جدا از هم، زندگى مى‏كنند كه به شكلى متفاوت زاده شده‏اند و با غذاهاى مختلف تغذيه مى‏شوند و با قوانين جداگانه نظم مى‏يابند.
اين دو ملت، دو ملت سياه پست و سفيد برتر است. والدين سياه پوست، براى جبران پست بودن اجتماعى‏شان، فرزندان خود را به مدارسى كاتوليك مى‏فرستند؛ نه به دليل اين كه آنها خودشان كاتوليك هستند؛ بلكه به اين خاطر كه مى‏خواهند، فرزندان آنها تحصيلات سخت‏تر و بالاترى در يك محيط با نظم‏تر نسبت به آن چه كه در مدارس دولتى سفيدپوستان وجود دارد، داشته باشند. گاه ايده دو ملت، يك مفهوم مذهبى به خود مى‏گيرد و آن اين كه در جامعه آمريكا، دو ملت مسيحى و يهودى هم، زندگى متضادى دارند. به همين دليل، يهوديان فرزندان خود را به مدارس يهودى مى‏فرستند و نيز يهوديان در مقايسه با كاتوليك‏ها، اشتراك نظر بيشترى با پروتستان‏ها دارند و به همان اندازه كه با كاتوليك‏ها مخالفند، به پروتستان‏ها نزديكند. اين دو گانگى ملى در عرصه‏هاى نژادى، اقتصادى و مذهبى، نتايج منفى خود را در مسائلى چون هزينه مدارس، عبادت دانش‏آموزان، سقط جنين و... نشان مى‏دهد.

تضاد فرهنگى‏

با وجود اين كه محافظه كاران آمريكايى اعتقاد دارند كه پاى‏بندى مردم به ارزش‏هاى سنتى در حال افزايش است، ولى آن چه يك دهه پيش، يك فرهنگ فرعى و مستهجن به شمار مى‏آمد، اكنون در حال تبديل به يك فرهنگ غالب است و به اين دليل، ارزش‏هاى سنتى از سوى نسل جديد، با بى‏ميلى مواجه است و نيز ارزش‏هاى خانوادگى، به طور گسترده، نقض مى‏گردند و حتى فرهنگ جديدى به نام فرهنگ نخبگان قوام يافته كه نظرات آنان در امور اجتماعى آسان‏گيرتر از ديدگاه‏هاى عمومى است؛ به حدى كه 90 درصد آنان از سقط جنين حمايت مى‏كنند و همين افراد، نسبت به اعمال جنسى دانشجويان و بزرگ سالان، اغماض و چشم‏پوشى بيشترى نشان مى‏دهند و فقط يك پنجم آنان فكر مى‏كنند كه روابط جنسى قبل از ازدواج، در همه حال، نادرست است. 2.5 درصد آنها مى‏گويند كه اين كار به طور كلى نادرست است و نيز تضاد ديگرى به چشم مى‏خورد و آن اين كه تقريباً نيمى از والدينى كه بچه‏هاى كوچك دارند، مى‏گويند: هدف اوليه آنها، پرورش فرزندى با اخلاق شايسته است؛ ولى بيش از يك سوم اين والدين، خوشى فرزندان خود را بر هر چيزى مقدم مى‏دارند و اين خوشى، در اغلب موارد، با تربيت اخلاقى فرزندان منافات دارد.
در مجموع نتيجه مى‏گيريم كه در مخالفت با شكاف‏ها، آسيب‏ها و بحران‏هايى كه در جامعه آمريكا بروز كرده است، عده‏اى كه نام آنان را گروه اقليت مى‏گذارند، قد علم كرده‏اند. اين گروه، از پيوستن به فرهنگ غالب جامعه خوددارى مى‏كند و با هر آن چه را كه به كاهش يا رفع بحران‏ها بينجامد، موافق مى‏باشند و از آن حمايت به عمل مى‏آورند. اين گروه راهكارهايى براى حل و فصل بحران‏هاى داخلى آمريكا دارد؛ اما اين درمانى براى ناهنجارى‏هاى موجود در يك جامعه به ظاهر دموكراتيك، چون آمريكا نيست و حداقل راهى براى تسكين اين دردها به شمار مى‏رود. در واقع، گروه اقليت نمى‏خواهد كه تربيت جدايى كليسا و دولت - مندرج در قانون اساسى - را ترويج كند؛ بلكه فقط مى‏خواهد در برابر اقداماتى كه از اين جدايى فراتر مى‏روند، مقاومت كند و نيز تمايلى به ايفاى نقش فعال‏تر از سوى دولت در امور اجتماعى ندارد. به هر روى، تا زمانى كه اين گروه، يك گروه اقليت است و در پديدآورى يك اكثريت اخلاقى ناتوان باشد، قادر نخواهد بود كه به يك بيدارى بزرگ در جامعه آمريكا بپردازد.1

پى‏نوشت

1- راه حل‏هاى دموكراتيك براى بى‏نظمى‏هاى دموكراتيك، هفته‏نامه سياسى و پژوهشى آمريكا (نگاهى ديگر)، شماره 134 و 133 (15 دى 1382 و 22 دى 1382).

پرسمان س4 ش30 - مرتضی شیرودی

  دفعات نمایش : 102      تاریخ:  1386.7.1






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما