|
پيوست فرهنگي رهبر معظم انقلاب، اخيرا خطاب به اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، بر ضرورت وجود «پيوست فرهنگي» براي طرحهاي اجرايي تاكيد فرمودند و در پي آن جمعي از وزرا و كارشناسان ارشد، مامور بررسي و تهيه نظامنامه اين موضوع شدند. به منظور غني بخشيدن به اين حركت مبارك، اين مقاله تنظيم شده است تا تقديم دستاندركاران اين فعاليت شود، در اين مقاله تلاش شده است فلسفه، اهميت، ابعاد و پيشنهاداتي براي اجرايينمودن اين دستور رهبر معظم انقلاب ارائه شود:
فلسفه وجودي پيوست فرهنگي اگر مديران و كارشناسان فعال در عرصههاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي، قضايي و... براي افزايش شناخت خود از فرهنگ، علاوه بر تجربههاي معمول زندگي كه از دوران كودكي داشتهاند و از رهگذر حضور در مجالس مذهبي يا تماشاي آثار هنري با بخش كوچكي از فرهنگ آشنا شدهاند، حوصله كنند و به چند نكته اصلي زير توجه نمايند، فلسفه وجودي پيوست براي آنها مشخص ميگردد. 1 - دانشمندان با تلقي متفاوتي كه از انسان و جامعه دارند، تعاريف متعدد و متنوعي از فرهنگ مطرح كردهاند، اما در همه تعاريف، يك فصل مشترك وجود دارد و آن نظاموارهاي از اعتقادات، نگرشها، ارزشها و رفتارهاي مبتني بر آن اعتقادات در يك مجموعه انسانهايي است كه در يك محيط خاص با هم تعامل دارند. 2 - اين اعتقادات و نگرشها و رفتارها، يعني فرهنگ هر جامعه، بتدريج و مستمر در حال تغييراتي است. اين تغييرات با مقايسه با اعتقادات و آرمانهاي يك جامعه ميتواند مثبت يا منفي باشد و ميتواند از سوي تغييردهندگان به صورت آگاهانه و از پيشطراحي شده و ميتواند به صورت ناخودآگاه و به تبع تغييرات اقتصادي، سياسي و اجتماعي باشد، همان طور كه ميتواند اين تغييرات از سوي موافقان يك فرهنگ و از داخل يا خارج يك جامعه باشد يا از سوي مخالفين يا قصد تخريب از داخل يا خارج جامعه سازماندهي شود. 3 - درك كامل اين كه، چگونه يك اقدام گسترده، چه به لحاظ ابعاد، چه به لحاظ استمرار، چه به لحاظ وسعت جمعيت تحت پوشش در عرصه اقتصادي، سياسي يا هر عرصه ديگري ميتواند در فرهنگ يك جامعه اثر بگذارد مقدمه دريافت اهميت پيوست فرهنگي است. دانشمندان فرهنگ را در 4 لايه طبقهبندي كردهاند. شامل لايه زيرين و اساسي به نام اعتقادات بنيادين، ارزشها، هنجار، رفتارها و نمادها، طبقهبندي كردهاند و معتقدند وقتي فرهنگ تغيير پيدا ميكند كه در يك روند تحول اين اعتقادات، ارزشها و هنجار و رفتارها به صورت تعاملي تغيير پيدا كند، گاهي با تغيير اعتقادات پايهاي افراد آنان آماده ميشوند تا ارزشهاي ذهني خود را تغيير داده و رفتارهاي جديد را بپذيرند، اما گاهي در يك محيط اجتماعي تغييراتي رخ ميدهد كه ادامه زندگي موفق در آن محيط، مستلزم پذيرش رفتار جديدي است و اگر فرد اين رفتار را پذيرفت و در آن محيط به تعادل رسيد او بتدريج بخشها يا تمام، نگرشها و اعتقادات پشتوانه آن رفتار را ميپذيرد، تاثير فعاليتهاي غيرفرهنگي در فرهنگ از رهگذر اين تغيير به وجود ميآيد. 4- اين مساله قابل اثبات است كه هر چقدر جوامع به سمت توسعه و مدرن شدن به پيش ميروند، تاثيرات فرهنگي حاصل از فعاليتهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي رو به افزايش است و حتي بسياري از فعاليتهاي مستقيمي كه به عنوان فعاليتهاي فرهنگي قلمداد ميشود در خدمت توليد نيازهاي جديد در عرصه اقتصاد يا زمينهسازي براي تحقق سياستهاي اجتماعي خاص يا تغيير و تحولات سياسي جامعه است و مجموعه فعاليتهاي اصيلي كه بواقع براي حفظ و تقويت اعتقادات و باورهاي اصيل يك جامعه صورت ميگيرد، بخش محدود و ناچيزي است، ضمن آن كه به واسطه عدم رشد روشها و تاخير در بهرهگيري از علوم و فناوريهاي جديد در فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي، روند نفوذ آنها بسيار كند ميباشد با اين توضيحات، آنچه را به عنوان فلسفه وجودي پيشبيني «پيوست فرهنگي» براي طرحها و پروژههاي جامعه ميتوان ذكر كرد عبارت است از: تلاش آگاهانه و از پيشطراحي شده براي جلوگيري از آثار مخرب فرهنگي بهرهگيري از علوم، فناوريها، روشها و الگوهاي وارداتي و همچنين اصلاح كاركردهاي فرهنگي فعاليتهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي داخلي است. تا از اين رهگذر، بتوان تاثيرات غيرمستقيم فرهنگي و تاثيرات ناخودآگاه الگوگيريها و بيتوجهيهاي داخلي را در عرصه تصميمات اقتصادي، سياسي و اجتماعي روزافزون را، به حداقل رساند.
اهميت پيوست فرهنگي براي شناخت ابعاد اهميت پيوست فرهنگي، ابتدا بايد تلقي جامعي از مفهوم پيوست فرهنگي داشت. همان طور كه در بخش قبل مطرح شد، تاثيرات متقابل هر فعاليت بزرگ اقتصادي، سياسي و اجتماعي بر نظام بهم پيوسته اعتقادات، ارزشها و گرايشات مردم يك جامعه كه به عنوان هسته مركزي فرهنگ معروف است، موضوع بحث پيوست فرهنگي است و از آنجهت اين موضوع براي ما اهميت پيدا ميكند كه اراده كردهايم در سير تحولات جامعه، رشد مادي و معنوي افراد را توامان سازيم و رشد اقتصادي و فعاليتهاي سياسي را به عنوان ابزاري در خدمت ارتقاي اخلاق، معنويت و فراهمكردن شرايط محيط براي تكامل انسانيت افراد جامعه قرار دهيم.
از اين روي تحقق اين معنا مستلزم وجود شناخت كافي از: الف: مفهوم جامع فرهنگ، فرآيند فرهنگسازي و فرهنگپذيري افراد، فرآيندهاي تغيير و تحول فرهنگي در جوامع. ب: درك جامعالاطرافي از چگونگي تاثير تحولات اقتصادي، سياسي، اجتماعي جامعه بر مسائل فرهنگي جامعه. ج: شناخت تاثيرات مثبت و منفي فرهنگ عمومي جامعه موجود در ميزان موفقيت و پيشرفت، سياستها، برنامهريزيها و اقدامات مختلفي است كه براي حل معضلات اقتصادي، سياسي و اجتماعي اعمال ميشود. د: داشتن تحليل جامع از معضلات ساختاري نظامهاي موجود، كه از طريق سازمانهاي مختلف در مسير سرعت پيشرفت جامعه مانعتراشي ميكنند.
از اين روي، تذكر اين نكته ضرورت دارد كه بايد مواظبت نمود كه: - تلقي محدود از مفهوم فرهنگ - نشناختن تاثيرات متقابل فرهنگ، سياست، اقتصاد -آشنايي ناقص و ابتدايي اكثريت مديران اجرايي متدين از مفهوم فرهنگ و فرهنگسازي - نگراني از تبديلشدن «پيوست فرهنگي» به ابزاري براي كندكردن تصميمات اجرايي باعث نشود كه با تدوين ضوابطي ناقص براي تعداد محدودي از پروژههاي عمراني تحت عنوان «پيوست فرهنگي» از تحولي بنيادين در جهتگيري براي اصلاح نظامهاي اجرايي كشور و پايهگذاري تمدن اسلامي جلوگيري شود. ... تهيه پيوست فرهنگي براي طرحها و لوايح قانوني است كه مردمسالاري ديني را تجلي ميبخشد.
بخصوص اين كه در آغاز اين حركت چند مانع بزرگ اجتماعي هم در مسير چنين تلاشي وجود دارد كه عبارتند از: الف: عمدهسازي نيازهاي اقتصادي از رهگذر ذات توسعه غربي و دامن زدن آن در نظام تبليغات سياسي و خلاصهكردن مشكلات جامعه در معضلات مادي و اقتصادي. ب: پيچيدگي ماهيت موضوع در كنار عدم كارآيي سازمانهاي فرهنگي موجود براي هدايت اين حركت و نگراني از شكلگيري يك جريان بوروكراسي مزاحم در جلوگيري از سرعت تصميمگيريهاي اجرايي. ج: ابهامات و اختلافنظرهاي گسترده بين نخبگان و كارشناسان جامعه، پيرامون مفاهيمي كه در اين عرصه به كار گرفته ميشود. د: وجود درآمدهاي حاصل از فروش سرمايههاي يكبارمصرف نفت، كه در شرايط موجود، حل هر مشكل ريشهاي و ساختاري را به تاخير مياندازد و نارساييهاي ناشي از آن عامل را با دلارهاي نفتي جبران ميكنند. بعد از ذكر اين مقدمات و تذكرات، اهميت پيوست فرهنگي از دو بعد قابل توجه است. 1 - نقش سازنده در تسريع تحقق اهداف نظام جمهوري اسلامي 2 - نقش اصلاحي در رفع موانع ساختاري و فرهنگي موجود در مسير پيشرفت و توسعه ايران اسلامي.
1 - نقش سازنده پيوست فرهنگي در توضيح نقش سازنده پيوست فرهنگي ميتوان اشاره نمود كه: 1-1- اهداف اصلي و غائي نظام اسلامي، بهبود مستمر و استقرار اعتقادات، ارزشها و جهانبيني اسلامي در تمامي روابط جامعه و ارتقاء اخلاقيات اصيل انساني و اسلامي در بين تمامي آحاد جامعه است و از رهگذر اجرايي شدن پيوستهاي فرهنگي است كه در روند تحقق اين اهداف تسريع ميشود. 2-1- قدرت، مشروعيت، نفوذ جهاني نظام جمهوري اسلامي در شرايط امروز جهاني در گرو رشد اعتقادات ديني و حفظ ارزشهاي اسلامي در بين كارگزاران، نخبگان و توده مردم است و اجراييشدن پيوستهاي فرهنگي، زمينهساز رشد اعتقادات و حفظ ارزشهاي اسلامي در عرصههاي مختلف است. 3-1- حفظ و تقويت هويت ايراني و اسلامي جامعه، در شرايطي كه سرعت پيدا كردن فرآيندهاي جهاني شدن فرهنگ، ميتواند هويت جوامع را به خطر اندازد، يكي ديگر از آثار ارزشمند اجراييشدن پيوست فرهنگي است. 4-1- با شكلگيري يك جامعه توسعهيافته مبتني بر اعتقادات اسلامي است كه الگويي عملي و موفق براي حفظ هويت كشورهاي اسلامي و ايجاد يك هويت مشترك براي مقابله با استكبار جهاني فراهم ميشود و اين مهم وقتي فراهم ميشود كه ارزشهاي اعتقادي و اخلاقي، خود را در سازمانهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي نيز عينيت بخشد.
2 - نقش اصلاحي پيوست فرهنگي در رفع موانع ساختاري و فرهنگي براي توضيح اين مطلب، لازم است ضمن اشاره به موانع ساختاري موجود، نسبت آن را با پيوست فرهنگي تبيين كرد.
1-2- تضادآفريني فرآيندهاي نوسازي جامعه با فرهنگ اصيل اسلامي گرچه همواره مديريت ارشد نظام اسلامي بر ضرورت استقرار تفكر و انديشه ديني در تنظيم امور جامعه پافشاري ميكند، اما لزوم نوسازي و توسعه كشور نيز ما را مجبور ميسازد، علاوه بر توليد علوم و فناوري در داخل كشور، از يافتههاي علمي و فناوريهاي نوين جهاني بهرهبرداري نماييم و چون در زواياي پنهان و آشكار اين علوم، بويژه علوم انساني و فناوريهاي نوين، و تمامي نرمافزارهاي مختلفي كه در خدمت انسانها قرار ميگيرد، نوعي جهانبيني و گرايشات اعتقادي نهفته است، بيتوجهي به ماهيت فرهنگساز اين پديدهها، همواره يك سلسله تضاد را در جامعه اسلامي تزريق كرده است و مقاومتهاي پنهان و آشكاري را در روند توسعه و پيشرفت كشور فراهم ميسازد. تهيه «پيوست فرهنگي» براي فعاليتهاي اصلي و محوري مربوط به سازندگي كشور، موجب ميگردد، اين تضادهاي مخرب در فضاي سياسي كشور با بياني مبتني بر علم و اصول ديني در چارچوب مباحث علمي و كارشناسي و در درون مباحث عرصه فرهنگ، مورد بحث و بررسي قرار گيرد و كمكي باشد در كاهش تضادهاي سياسي كشور.
2-2 - عدم تعادل در توسعه همهجانبه كشور يكي از موانع عمده كندي پيشرفت ايران در شرايط امروز، عدم توسعه متوازن بخشها و ابعاد مختلف تشكلدهنده جامعه است، همان طور كه همگان شاهد هستيم، مجموعه عواملي مانند پيشرفت علوم و فنون جديد در كشورهاي پيشرفته، امكان انتقال نتايج اين پيشرفتها در قالب كالا و خدمات مدرن در كشورهايي مثل ايران كه به دليل داشتن درآمدهاي نفتي، بدون لزوم دستيابي به پيشرفت متوازن، امكان اين انتقال را داشتهاند و در نتيجه انتقال بخش اعظم استعدادهاي درخشان در بعضي از عرصههاي نوين مثل پزشكي و مهندسي، موجب شده است كه نتوانيم متناسب با تحولات اقتصادي و سياسي جامعه، در حوزه مسائل فرهنگي توسعه و پيشرفت داشته باشيم و همين امر موجب شده است، بسياري از كاستيهاي موجود در فرهنگ عمومي جامعه، مانع پيشرفت سريعتر اقتصادي و اجتماعي و حتي عرصه سياسي بشود، نگاهي به ضعفهاي بنيادين و اساسي كه در سازمانهاي فرهنگي اعم از مردمي و دولتي و انفعالي كه در مقابل تهاجم فرهنگي غرب داريم، همگي نمادهايي از اين توسعه نامتعادل است كه انتظار ميرود با سازماندهي صحيح براي دستيابي به «پيوستهاي فرهنگي» جهشي در جبران كاستيهاي تاريخي عرصه مباحث كارشناسي فرهنگ ايجاد شود.
3-2 - كاستيها و عوارض ناشي از ساختارهاي سياسي در فرآيندهاي مردمسالاري از ديدگاه اسلامي، مشاركت دادن مردم در امور جامعه، جزيي از فرآيند رشد و تعالي فكري مردم و ابزاري است براي حفظ سلامتي كارگزاران حكومتي و در اصل و ضرورت تعميق و گسترش آن، هيچ شك و ترديدي روا نيست، اما نوع و نحوه سازماندهي تحقق اين مشاركت ميتواند فوايد و عوارض گوناگوني را در برداشته باشد. آنچه حاصل تجربه 30 ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي است، اين كه در كنار انواع آثار مثبت و سازنده خصوصيت جمهوريت نظام، اين عوارض منفي را هم شاهد بودهايم كه مجالس شوراي اسلامي و دولتها بواسطه گرايش ذاتي به جلب رضايت اكثريت مردم، همواره مسائلي را مورد توجه قرار دادهاند كه نگراني روزمره مردم بوده است و راهحلهايي را گزينش كردهاند كه به صورت ملموسي قابل عرضه باشد. بديهي است كه در چنين شرايطي، هيچگاه دولتها و نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به صورت فراگير و جدي درصدد شناخت معضلات فرهنگي و دستيابي به راهحلهاي مناسب و جامع نباشند.
4-2 - عوارض مخرب ناشي از برونزا بودن اقتصاد وقتي فرآيند توليد ثروت در يك جامعه، حاصل تحول در مغزها، انديشهها و علميشدن روابط دروني جامعه باشد و از دل اين تحول بنيادين، سازمانهاي مناسب اجتماعي شكل بگيرد، از حاصل اين تحول فكري و شكلگيري سازمانهاي مدرن با بهرهگيري از مزيتهاي اقتصادي درون يك جامعه، توليد ثروت، روندي مستمر و پويا پيدا ميكند و دولتها بدون مداخله وسيع در اقتصاد، با گرفتن ماليات مناسب از ارزش افزودههاي توليد شده در سازمانها و شركتهاي مدرن كوچك و بزرگ جامعه، به انجام وظايف اصلي خود، يعني تامين زيرساختهايي چون امنيت داخلي، دفاع از مرزها و حفاظت از حقوق شهروندان ميپردازند و بديهي است كه در چنين روندي يكي از سرمايههاي اصلي هر جامعه، دانش نيروي انساني و اعتقادات، باورها و گرايشات افراد جامعه در تنظم مناسبات اجتماعي آنها خواهد بود و فرهنگ جامعه يكي از متغيرهاي مهم و كليدي در سرعت بخشيدن به تحولات جامعه تلقي ميشود و متناسب با درك اين اهميت است كه اختصاص نيروي انساني خلاق و ايجاد رشتههاي مختلف دانشگاهي در حوزه توليد دانش و حل مسائل فرهنگي جامعه شكل ميگيرد و به دنبال آن، ايجاد سازمانهاي موثر اجتماعي براي زدودن نقاطضعف از فرهنگ عمومي جامعه فرآيندي كاربردي پيدا ميكند. تدوين «پيوستهاي فرهنگي» مناسب و علمي در مرحله نخست، جامعه را با عمق و جزييات اين موانع فرهنگي آشنا ميسازد و در مرحله بعد به شناخت راهكارهاي عملي و موردي در عرصه واقعي تصميمگيريهاي روزمره هدايت ميكند.
5- 2 - گسست در اتخاذ سياستها و فعاليتها اجرايي برداشتهاي كلي از مفاهيم ديني و اعلام سياستهاي راهبردي و عدم انطباق آنها با واقعيتهاي اجتماعي، موجب ميشود جريانهاي مختلف سياسي در موقع استقرار، بيش از حد موفقيت خود را در جابجايي نيروهاي مديريتي و كارشناسي تشخيص دهند و به طور طبيعي تجربيات گرانقيمتي به حاشيه رانده شود و در بسياري از موارد نيروهاي جديد نيز پس از سعي و خطاي فراوان به همانجا برسند كه نيروهاي قبلي رسيدهاند. حاصل اين عملكرد گسستهاي مستمر در ايجاد سياستها و راهحلهاي اجرايي آن و القاي عدم ثبات در فعالين اقتصادي است.
6-2 - عدم وجود انسجام تصميمگيري براي شكلگيري پايههاي تمدن جديد ايراني و اسلامي وقتي انتظار داريم با گذشت چند دهه از عمر نظام مقدس جمهوري اسلامي، آثار شكلگيري تمدني تازه را مشاهده كنيم، لازمه آن، حضور جهانبيني و انديشه ناب اسلامي در تمامي نمادهاي كلامي، ارتباطي، معماري، شهرسازي و ساختارها و سازمانهاي ادارهكننده يك جامعه است، به ترتيبي كه وقتي يك فرد خارجي وارد جامعه ما ميشود، اين تفاوت براي او مشهود بوده و احساس نمايد در بطن اين جامعه، شكل متعادل و زيبايي از يك حيات متفاوت در حال شكلگيري است. پيشنياز تحقق اين امر، ايجاد يك فرهنگ منسجم اسلامي است، تا بتدريج آثار اين فرهنگ در سازوكارهاي ظاهري جامعه، تجلي پيدا كند. در حال حاضر سرعت تغييرات در جامعه ما، موجب شده است كه در بسياري از موارد ازجمله فرهنگ تغذيه، لباس پوشيدن، معماري، شهرسازي، زبان و ادبيات و نوع سازماندهي امور اجتماعي، مجموعه نامتعادل و بعضا متضادي از انواع فرهنگها را مشاهده نماييم و علاوه بر احساس بيهويتي در نسل جديد، روحيه ياس و نااميدي و باري به هر جهت، در بخشهايي از افراد جامعه ظاهر شود، ايجاد يك سازوكار منسجم مديريت شده براي سياستگذاري در نحوه تدوين «پيوست فرهنگي» طرحها و پروژهها، ميتواند در يك روند تدريجي بسياري از اين نابسامانيها را حلو فصل نمايد و بستر جامعه را براي ايجاد زيرساختهاي تمدني جديد، مبتني بر اصول و انديشه اسلامي همراه با بهرهگيري از علوم و فناوريهاي جديد فراهم سازد.
7-2 - شناخت عالمانه موانع فرهنگي توسعه بخشها علاوه بر آثار مثبت برشمرده شده براي «پيوست فرهنگي» براي رفع موانع اساسي پيشرفت و توسعه كشور و آثاري كه در راستاي احيا و تقويت فرهنگ اسلامي بوجود ميآورد، نتايج ديگري از فرآيند تهيه پيوستهاي فرهنگي انتظار ميرود و آن شناخت و اصلاح موانع فرهنگي فراراه توسعه و افزايش اثربخشي همه فعاليتهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي است كه به دليل وجود درآمدهاي نفتي در بسياري از موارد ناشناخته مانده است.
8- 2- ضرورت تسريع در مهندسي فرهنگي جامعه در كنار نقشي كه جريان تدوين پيوست فرهنگي براي رفع اينگونه نارساييهاي زيربنايي ميتواند ايفا نمايد، بحث پيوست فرهنگي، اگر به درستي شناخته و سازماندهي شود، همچون اصلاح اقتصاد خرد زيربناي اصلاح اقتصاد كلان جامعه است و ميتواند در روند عملياتي شدن «مهندسي فرهنگي» جامعه تسريع نمايد و جريان تنظيم داده و ستاده از كل به جزء و از جزء به كل را سامان بخشد و زمينهساز ايجاد يك انسجام و تعادل در همه ابعاد تحولات كشور شود، چراكه فشردهترين تعريف براي مهندسي فرهنگي عبارت است از: هماهنگ كردن بازخوردهاي فرهنگي تمامي فعاليتهاي اقتصادي، سياسي، قضايي، انتظامي، اداري و غيره با اهداف فرهنگي كلان جامعه است و اين معنا جز با پيشبيني «پيوست فرهنگي» براي كليه تصميمات مهم كشور عملي نخواهد شد.
9-2 - تقاضا آفريني براي نهضت نرمافزاري و كرسيهاي نظريهپردازي ضرورت نظريهپردازي براي يك جامعه، وقتي معنا پيدا ميكند، كه نخبگان و دانشمندان يك جامعه باور داشته باشند، بسياري از نظريات حاكم بر علوم انساني غرب، نميتواند راهگشاي حل مسائل جامعه ما باشد، اين اتفاق وقتي حادث ميشود كه 3 مجموعه، حوزه، دانشگاه و اجرا كه در حال حاضر بسيار دور از هم به فعاليت مشغولند، با تقاضا و سوالات جدي مديران اجرايي با هم پيوند بخورند، به نظر ميرسد در صورت شناخت صحيح ابعاد پيوست فرهنگي براي تصميمات مهم در عرصه اجرا، اين ارتباطات براساس نيازهاي واقعي جامعه تحول پيدا كند.
10-2- حل ريشهاي مشكلات ساختاري سازمانهاي اجرايي همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي، اين نكته به اجمال دريافت شد كه كاركرد فرهنگي تمامي سازمانهاي موجود اجرايي ميتواند براي تحقق اهداف فرهنگي نظام مزاحمت و در بسياري از موارد نقش تخريبي داشته باشد، براي كاهش اين كاركرد مخرب در هر نهاد و سازماني متناسب با شرايط آن، راهحلهاي مقطعي پيشبيني گرديد. براي مثال: - در نظام آموزش و پرورش امور تربيتي پايهگذاري شد - در دانشگاههاي نهاد رهبري بوجود آمد - در نيروهاي نظامي و انتظامي نهاد عقيدتي، سياسي ايجاد شد - در ادارات و كارخانجات انجمنهاي اسلامي شكل گرفت طبيعي بود كه با وجود تمامي تلاشها و زحماتي كه در اين مجموعهها كشيده شد و ميشود، هيچيك از آنها نتوانسته است، به صورت بنيادين، مشكلات ريشهاي كاركردهاي اين سازمانها را حل و فصل نمايد، به طوري كه رهبر معظم انقلاب ناچار شدند، بعد از گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب به ضرورت تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش اشاره كنند و با طرح لزوم مهندسي فرهنگي، ضرورت تجديدنظر بنيادين در شيوههاي مديريت ساختارهاي كلان كشور را اعلام نمايند.
11-2 - رفع معضل عدم تقاضا براي هنر متعهد و هدفمند در شرايط موجود، سازمانها و نهادهاي متعددي تلاش ميكنند براي تربيت و كمك به حضور نسل جديدي از هنرمندان متدين، آنها را براي عرضه آثار هنري هدفمند و در خدمت پيشرفت جامعه اسلامي آماده سازند، اما عدم وجود تقاضا براي آثار آنها و حاكميت نگاه اوقات فراغتي به آثار هنري كه البته آن هم در جاي خود اهميت دارد، موجب گرديده است بسياري از هنرمندان در ميانه راه تلاش براي تعميق شناخت خود از مفاهيم اسلامي و درك صحيح از معضلات فرهنگي جامعه را رها كرده و به آثار هنري سطحي روي آورند. اميد است با تهيه و اجراي پيوستهاي فرهنگي، تقاضا براي آثار هنري هدفمند و ارزشمند گسترش يابد و از اين رهگذر، فضاي واقعي تشويق و گردش صحيح اقتصادي فراهم شود و فضاي بعضا ناسالم تزريق يارانهها در عرصه هنر، روند كمال خود را طي كند.
ابعاد و مختصات چون مبناي مباحث، تكيه بر اصول و مباني ديني است، بايد حضور اسلام شناسان و صاحبان انديشه در پيوند با مديران و كارشناسان اجرايي در يك سازمان منسجم مدنظر قرار گيرد براي شناخت صحيح و جامع ابعاد و مختصات «پيوستهاي فرهنگي» بايد به فلسفه وجودي آن توجه نمود. پيوست فرهنگي براي طرحها و پروژههاي مختلف اجرايي يا اين پيشبيني مطرح شدهاست كه هر طرح و پروژه فني، اقتصادي، اجتماعي، قضايي و... در ذات خود با فرهنگ جامعه تعامل دارد و لذا با درك آثار و نيازمنديهاي فرهنگي، اين نوع طرحها و پروژهها را بايد مبتني بر يك نظام علمي اولويتگذاري كرد و از طرح و پروژههايي شروع كرد كه بيشترين تعامل فرهنگي را دربر دارد و در شناخت اين آثار متقابل از چند بعد زاويه به موضوع توجه كرد.
1 - شناخت داده و ستاده فرهنگي طرحها از جهت وسعت تاثير اگر بخواهد نظامنامه تدوين پيوست فرهنگي آثار مثبت و پيآمدهاي تحولساز بر شمرده شده را داشته باشد، لازم است از هم اكنون در تعريف طرح، وسعت نظر پيدا كرده و از نظر عمق نيز به لايههاي مختلف بحث توجه كرد. از نظر وسعت و محدوده طرح، لازم است در ابتدا توجه كرد، عنوان «طرح» در ادبيات برنامهريزي كشور به يك فعاليت منسجم هدفمند براي حل يك مشكل يا تحقق يك هدف از قبل تعيين شده بكار ميرود، اما اين تعريف همه تصميمات مهم كشور را شامل نميشود، اين اولين مانعي است كه ميتواند در مسير تحقق كامل فلسفه وجودي پيوست فرهنگي خودنمايي كند و لذا لازم است در تدوين نظامنامه تهيه پيوست فرهنگي، تعاريف بصورتي آورده شود كه تصميمات گسترده، موثر و بلندمدتي كه در قواي سهگانه در نظر گرفته ميشود را شامل شود. براي مثال: - بايد آثار فرهنگي اصلاحات ساختاري در شيوه دادرسي درون قوه قضاييه مدنظر قرار گيرد. - بايد آثار فرهنگي اصلاح قانون انتخابات در مجالس شوراي اسلامي مورد توجه قرار گيرد. - بايد آثار فرهنگي سياستهاي مبارزه با اعتياد و مواد مخدر را شامل شود. - بايد آثار فرهنگي طرحهاي مبارزه با اراذل و اوباش و برخورد با بدحجابي مدنظر قرار گيرد. - بايد آثار فرهنگي اجراي اصل 44 قانون اساسي در قالب تدوين پيوست فرهنگي مورد شناسايي، ارزيابي و اصلاح واقع شود. - ... . همانطور كه بايد آثار فرهنگي اجراي طرحهاي عظيم عمراني و صنعتي در قالب پيوست فرهنگي مدنظر قرار گيرد.
2- شناخت لايهبنديهاي عمقي داده و ستاده طرحها هر طرح و تصميم منسجمي كه با هدفي آگاهانه آغاز ميگردد تا مسالهاي را حل كند، ميتواند در چند لايه با فرهنگ جامعه تعامل ايجاد كند. لايه اول: تاثيرات فرهنگي آن فعاليت روي اعتقادات، ارزشهاي ذهني و رفتارهاي افرادي است كه به عنوان نيروي انساني در خود طرح به فعاليت ميپردازند. لايه دوم: تاثيرات فرهنگي بر روي اعتقادات، ارزشهاي ذهني مصرفكنندگان كالا و خدماتي كه از آن طرح پا پروژه بهرهمند مي شوند. لايه سوم: تاثيرات غيرمستقيم فرهنگي روي افرادي است كه بهعنوان شاهد و افراد حاشيهاي در تعامل با 2 گروه فوق تاثير ميپذيرند. و از اين جهت، ممكن است با نديدن اين لايهبنديها در تداوم نگاه حداقلي مديران و كارشناسان دولتي به موضوع فرهنگ و كاركرد آن، مساله در حد پيشبيني امكانات سختافزاري در پروژههاي بزرگ صنعتي و عمراني براي انجام فعاليتهاي ديني و هنري كاركنان داخل طرحها خلاصه شود، همانطور كه ممكن است متاثر از اراده دولت موجود در استقرار ارزشهاي اسلامي در همه عرصههاي اجتماعي، اين دستور رهبر معظم انقلاب تبديل به حركتي تحولساز و همهجانبه براي خارج سازي موضوع فرهنگ از انزواي دهههاي اخير گردد و از رهگذر يك فعاليت منسجم علمي و اجرايي براي ديدن همه اين آثار، اين حركت عامل پيوند طرحهاي اساسي، چون مهندسي فرهنگي، تحول در نظامهاي آموزشي، طرح جامع علمي كشور و بالاخره «خارجسازي فرهنگ از مظلوميت» شود كه در بيان رهبر معظم انقلاب بدان اشاره گرديده است. خلاصه اينكه، نگرش مديران ارشد موجود ميتواند موضوع را در طيفي با مختصات ذيل تعريف و عملياتي نمايد.
ساز و كار اجرايي براي دستيابي به پيوست فرهنگي همانطور كه از ماهيت مباحث گذشته روشن ميگردد، ادامه حيات موفق اين بحث بعد از طرح موضوع از طرف رهبر معظم انقلاب، به عواملي چون نحوه پيگيري دفتر مقام معظمله، اقدامات رياست محترم جمهوري، پيگيري دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و از همه مهمتر، تلقي و شناخت افراد تعيين شده در تدوين اين نظامنامه از نقش فرهنگ و چگونگي مديريت فرهنگي جامعه، بستگي دارد.
اصول و پيش فرضهاي مقدماتي 1- ماهيت فرهنگ و پيوستگي همه فعاليتهاي انساني با جهانبيني و اعتقادات آنها، ايجاب ميكند كه بحث پيوست فرهنگي براي تمامي طرحها و برنامههاي قواي سهگانه مد نظر قرار گيرد. 2 - چون مبناي مباحث، تكيه بر اصول و مباني ديني است، بايد حضور اسلام شناسان و صاحبان انديشه در پيوند با مديران و كارشناسان اجرايي در يك سازمان منسجم مدنظر قرار گيرد. 3 - با توجه به اينكه فعاليتهاي قابل پيشبيني در پيوستهاي فرهنگي، عمدتا جنبه نرمافزاري داشته و ماهيتا بصورت مستمر و پيوسته بايد دنبال شود، لازم است در ساماندهي امور، استقلال اين فعاليتها را از جابهجاييهاي معمول مديريتي متاثر از فعاليتهاي جناحهاي سياسي دور نگه داشت. 4 - جامعيت طرح، نو بودن آن، اختلاف نظرهاي طبيعي در مفاهيم و محتواها، درگير بودن قواي سهگانه در اين امر، ضرورت بهرهگيري از ظرفيت حوزههاي علميه، دانشگاهها، بخش خصوصي و از همه مهمتر بهرهگيري مستمر از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در مراحل مختلف اجرايي، سازماندهي پويا و منعطف در اجرا و تمركز در سياستگذاري را طلب ميكند. از اين روي ميتوان به استناد مباحث فوق، پيشنهاداتي به شرح زير را براي شروع اين حركت مطرح كرد. تشكيل يك سازمان علمي مستقل وابسته به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب اسلامي با شرح وظايف زير: - شفافسازي تعاريف و استانداردسازي طرحهاي مشمول براي داشتن «پيوست فرهنگي» - تصويب و تاييد نهايي پيوستهاي فرهنگي تهيه شده براي طرحها و فعاليتهاي قواي سهگانه - تهيه و پيشبيني تمهيدات لازم براي ايجاد ضمانت اجرايي بعد از تهيه پيوست فرهنگي - تعريف چارچوب براي ساماندهي ظرفيتهاي بخشخصوصي بهعنوان مشاورين تهيه پيوستهاي فرهنگي - پيشبيني يك نظام آموزشي منسجم براي توسعه ظرفيتهاي موجود براي كيفيت بخشيدن به مراحل طراحي و تصويب و اجراي طرحهاي پيوست فرهنگي - ايجاد يك نظام تعاملي مستمر براي طرح سوالات بنيادين و دستيابي به پاسخ آنها بين حوزه، دانشگاه و اجرا - ارزشيابي و نظارت كيفي بر روند عمومي تهيه پيوستهاي فرهنگي طرحها و فعاليتها در قواي سهگانه و تشويق و قدرداني از خلاقيت و ابتكاراتي كه در اين مسير ايجاد ميشود. از آنجا كه اجراي طرحهاي مشابه مثل استانداردسازي، حفظ محيط زيست، حفظ ميراث ب: فرهنگي متاثر از ماهيت اينگونه مباحث و همراه شدن آن با نارساييها و ضعفهاي دروني نظام بوروكراسي كشور، ذائقه منفي در جامعه ايجاد كرده است و اين نگرش منفي ميتواند روند موفقيت و تحولآفريني طرح تدوين پيوست فرهنگي را با شكست روبهرو سازد، لذا لازم است به موازات سازماندهي امور اجرايي اين طرح، حركت جامعي از سوي رسانهها بويژه صدا و سيما براي آمادهسازي افكار عمومي و همراهي آنها آغاز شود. با توجه به پيوند اين طرحها با برنامههاي 5 ساله توسعه و محدوديت زماني براي ج: تدوين برنامههاي 5ساله پنجم، از هماكنون از طريق بخشنامه رياست محترم جمهوري، تمامي وزراء و مسوولان سازمانهاي ملي موظف شوند با تشكيل هستههاي فكري در داخل وزارتخانهها، طرحها و فعاليتهاي مشمول اين طرح را، شناسايي و نشستهاي علمي لازم را براي شناخت موضوع در داخل وزارتخانهها و سازمانها تدارك نمايند. د: از آنجا كه طرح پيوست فرهنگي بايد در دو بعد آثار فرهنگي طرحها و موانع فرهنگي موجود در مسير موفقيت طرحها و فعاليتها، تهيه شوند تا همچون طرحهاي بهداشتي علاوه بر آثار فرهنگي توجيه اقتصادي هم داشته باشد و بتواند با منطق ذاتي خويش، بخشخصوصي و دولتي را در اين مسير بسيج نمايد، لذا لازم است در آغاز حركت، در بودجههاي سالانه، يارانههايي براي اقدامات اجرايي آن پيشبيني گردد و با نظارت سازمان يافته به هزينه گرفته شود، لذا از هماكنون تمهيدات لازم براي اين امر پيشبيني شود. در پايان لازم است توجه خواننده گرامي اين سطور را به اين امر معطوف نمايم كه اگر با درايت و احساس مسووليت كامل دستاندركاران اين امر، موضوع تدوين و اجراي پيوست فرهنگي براي همه تصميمات بزرگ اقتصادي، سياسي و اجتماعي عملي شود، بركات و نتايج ارزشمندي بوجود خواهد آمد كه اهم آن عبارت است از: 1- رفع مظلوميت واقعي از جايگاه فرهنگ در تحولات كشور، برنامهريزيها و بودجهريزيهاي سالانه 2- دريافت اهميت نقش اعتقادات و باورهاي نيروي انساني در تحولات جامعه از سوي مسوولان و مديران 3- درك اهميت نظامهاي آموزشي كشور در حل معضلات ريشهاي كشور و لزوم حل مسائل اساسي آنها 4- جابهجا شدن مزيتهاي كشور از معادن زيرزميني به نيروي انساني جامعه، رشد ظرفيتهاي فرهنگي، هنري و نرمافزاري كشور و صدور آن به كشورهاي اسلامي و جهان و تعميق پيوندهاي فرهنگي و عاطفي بين جوامع اسلامي 5 - درك اهميت ميراث فرهنگي و جلوگيري از روند تخريبي آنها 6- رفتن به سمت توسعهاي متوازن در تمامي ابعاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و شكلگيري پايههاي لازم براي برپايي تمدني جديد مبتني بر معنويت و اخلاق اسلامي
حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي |