در فوریه 1997 نیوزویک گزارشی از شبیه سازی گوسفندی به نام دالی منتشر کردند که یک شوک بزرگ در غرب را در پی داشت به گونهای که رئیس جمهور وقت به شورای اخلاق زیست محیطی نامهای مبنی بر پیامدهای احتمالی این کار و کاربست آن و بر انسان خواستار شد. پاپژان پل دوم، این کار را محکوم و کاربست آن را بر انسان محکوم کرد، کشورهای غربی، مجمع عمومی سازمان ملل و... شبیه سازی انسان را ممنوع اعلام کردند. البته کشورهای اسلامی به نمایندگی کشورهای اسلامی، مجمع فقه اسلامی و علمای اهل سنت این عمل را محکومت و از مخاطرات آن بر حذر دارند. در میان عالمان شیعه نیز بازتابهای متفاوتی بودیم. علامه فضل الله خواستار دقت بیشتری در صدور حکم شد ولی مرحوم شمس الدین محکوم کرد. ملک فهد در همان سال پیامی به زائران مبنی بر تلاش زائران در منع این کار داد.عالمان الازهر اقدام به این کار را در حد محاربه دانستند و عاملان آن را محارب دانستند. چرا دانشمندان، فلاسفه، سیاستمداران و... از عالم و عامی همه در ممنوعیت این کار اظهار نظر کردند؟ این همه نگرانی و واکنشها را به حق میتوان در این جمله بازگو کرد: شبیه سازی مسأله قرن آنچه در قضیه” دالی” مهم است. کاربست آن بر انسانها میباشد و مخاطراتی که برای زندگی انسانی است. یکسان بودن انسانها، دستکاری در ژنها، تبدیل انسانها به گونهای که خود میخواهیم و دهها مسأله دیگر از نگرانی هایی است که مخالفان شبیه سازی، آن را مستند مخالف خود میدانند. در جهان اسلام شبیه سازی از پس دو منظر دیده میشود: الف) شبیه سازی را در فضای افکار غرب دیدهایم به گونهای که در فتوای بزرگان ما منعکس شده است پس باید به پیشینه شبیه سازی در غرب توجه شود. ب) برخی اظهار نظر مستند به بنیانها و مفروضات غربی است و چندان جایگاهی در ادبیات فقهی و دینی ما ندارد. مثلاً در ادبیات غرب خیلی بر مخاطره افتادن فردیت انسان در صورت شبیه سازی تأکید دارند و همین دلیل در ادله مخالفان اسلامی نیز منعکس شده است در حالی که ممکن است این افراد خود از مخالفان فردیت باشند و بر امت تکیه داشته باشند.
گذشته علمی و فلسفی شبیه سازی از گذشتههای دور از آرمانهای انسان این بود، که آنگونه که خودش میخواهد خودش را مهندسي کند همانگونه که مدینه فاضله افلاطون معتقد است که سلامت افراد با ازدواجهای خاص صورت گیرد تا فرزندان بهنجاری بوجود بیاید و بعدها با سقط جنینها ازدواجهای خاص این اندیشه استمرار مییابد. کتاب حیّ بن یقظان که یک داستنان فلسفی است را میتوان در همین مسیر دانست و کتابی است که بر اساس فلسفه مشابه نوشته شده است. در نظریات گونه کسی به نام فاست دارد که انسانی مورد نظر و بدون دخالت پدر بوجود میآید. در قرن 19 خانمي کتابی منتشر كرد که قهرمان آن به نام فرانک اشتاین است که یک انسان قوی را از ترکیب اعضای قوی مردهها با شوک تولید میکند. اینها نشان از آرمان بشر در این خصوص دارد. یک کتاب به نام دنیای قشنگ نو هست که در لندن همه چیز را ماشینی میبیند، انسانها 96 تایی بوجود میآید و برخی آنها هستند برای حکومت، "بتاها" برای مهندسی و" گاماها "برای کارگری. زاد و ولد نشان از وحشی بودن انسانها بوده است. این بحث دنیای قشنگ نو امروزه در ادبیات غرب منعکس شده است به گونهای که رمانهای متعدد و مختلفی در این خصوص به رشته نگارش در میآید. در سال 1999 که خبر شبیه سازی" دالی" منتشر میشود همه شوکه میشوند و میپرسند آیا نوبت به شبیه سازی انسانها نیز میرسد؟ ریشه این نگرانی چیست؟ بخشی از این نگرانی ریشه الهیاتی دارد و بخشی ریشه تجربی. ریشه تجربی آن را در بمب اتم و عواقب آن میدانند که با تجربه تاریخی آن آشنا هستند. در کتاب مقدس آمده که انسان با خوردن میوه ممنوعه معرفت پیدا کرد و آشنایی با نیک و به او را بدبخت کرد و لذا علم کار دست انسان میدهد. یکی از نمونههای روشن و جدی این نگرانی، شخصیتی به نام فاست است که الهی دان بوده و در نهایت سعی میکند از الهیات فاصله بگیرد و از زندگی دنیایی بهره بگیرد لذا روح خود را به شیطان میفروشد و در کتابی در این باره مینویسد: این سر نوشت انسانهایی هست که از حد خود تجاوز میکند و میخواهد از اسرار هستی سر در آورد. بعد از آن "گوته"در معروفترین اثر جهانیاش مینویسد این سرنوشت انسانی است که از خود خود تجاوز میکند. در قرن بیستم این نگرانی به حد خود میرسد و به تعارض علم و دین میانجامد خصوصاً با کشف زنجیره " دی ان ای". اینها از جهت ریشه علمی است ولی از جهت تاریخی نیز جنگهای جهانی اول و دوم، که ربطی به دین نداشت، این علم بود که در خدمت کشتار انسانها بود. در سال 1941 دولت آلمان بخشنامهای نوشت مبنی بر برنامه 4t که بر اساس آن میبایست زندگی هر کس ارزشمند باشد به این شکل که فرد برای جامعه مفید باشد پس معلولان، عقب ماندگان شدید ذهنی، بیماران صعب العلاج و پیرمردها و پیرزنها باید خودکشی کنند و اگر نکردند آنها را باید کشت. این مسأله تا اندازهای منعکس شد ولی بعدها بیشتر منعکس شد. اینها نگرانی میآورد که مبادا علم حوادثی اینگونه بوجود آورد و شبیه سازی را درآمدی برای این نگرانیها میدانند با شبیه سازی میتوان صدامها، هیتلرها و یا انسانهایی ماشینی بوجود آورد که تابع هر گونه دستورات ما فوق خود باشند بدون اینکه تفکر و یا احساسی داشته باشند.
شیوه شبیه سازی که غیر جنسی میباشد: یک مادر بدون دخالت پدر نمونهای از خودش را بوجود میآورد مثل برخی مارمولکها که تخمی از خود بوجود میآورند و ان تبدیل به یک مارمولک میشود. یان به صورت طبیعی ولی به صورت غیر طبیعی اینگونه است که از سلولهای غیر که سلولهای جسدی نیز گفته میشود، یک سلول گرفته میشود. هسته سلول آن در بردارنده همه اطلاعات ژنتیکی میباشد، تفاوت سلولهای جسدی با جنسی این است که کامل هستند و تخصص نیافته لذا میتوان آن را پرورش داد و این سلولها بیانگر صاحب سلول هستند یعنی جنسیت در آن مطرح نیست یا نر هستند یا ماده. سلولهای جسدی همه یکسان هستند. شیوه تولید "دالی" این گونه بود که یک سلول جسدی از پستان گوسفند ماده انتخاب شد و هسته آن بوسیله یک سرنگ استخراج کرد. بعد سراغ گوسفند ماده دیگر میرفت و تخمک آن را خارج کرد و هسته سلول را بیرون کشید. بعد هسته سلول را به این تخمک تزریق کرد و به کمک شوک یا داروها تحریک میکنند تا لقاح صورت گیرد تا تکثیر صورت گیرد و آن را در رحم گوسفندی گذاشتند و دالی متولد شد، پس احتیاج به پدر نیست. این فرایند شبیه سازی میباشد. در زایمان ژنتیکی و طبیعی تنوع وجود دارد چه تنوع خوب و چه بد ولی در شبیه سازی اینگونه نیست میتوان آنچه را مورد دلخواه بود ساخت. تنوع میتواند جای خود را به یکسان سازی شدن بدهد و این یکی از خطراتی است که جامعه انسانی را تهدید میکند. در این جا تمام آن بحثهای نظری الهیاتی و پیشینه تاریخی سؤ استفاده از علم و تجاوز حدود انسان از حد خود دوباره زنده شد. همه این ادبیات و پیشنه نیز وارد دنیای اسلام شد. من یک فتوا را نقل کنم از آیت الله تبریزی نقل شده که این کار علاوه بر نگاه به نامحرم و اینگونه مسائل حرام است باعث میشود که: یوجب اختلاف النظام ففی النکاح یختلط الامر بین الزوجة و الاجنبیة و بین المحرم و غیره و فی المعاملات کافة لا یمکن تمییز طرفیها فلا یعرف الموجب و القابل و فی القضاء و الشهادات لا یمکن تمییز المدعی عن المدعی علیه... فتضیع الانساب و المواریث... . چون شبیه یازی باعث به هم ریختن شیرازه انساب، مواریث و نظام اجتماعی میشود از این رو نگرانی باعث شد که دهها کنفرانس در میان مسلمانان برگزار شد و علمای اهل سنت بالاجماع قائل به حرمت شبیه سازی بر روی انسان شدند ولی نظرات علمای شیعه را میتوان در چهار دسته جای داد: الف) حرمت مطلق به حکم اولی؛ ب) حلیت اولی ولی به خاطر پیامدهای بعدی حرمت ثانوی دارد؛ ج) مجاز هست در حدّ محدود؛ د) مطلق مجاز است.
ولی سؤال این است که چرا شبیه سازی حرام است؟ مسیحیان بسیار روی ادله حرمت کار کردهاند که در میان مسلمانان کمتر روی آن کار شده است لذا شما میبینید که در میان علمای اسلام از جهت روشی، بسیاری از اصول را نادیده میگیرند، لذا عالمان سنی قربانی کردن گوسفند شبیه سازی شده در عید قرآن را جایز و مکفی نمیدانند چون طاهر المولد نمیباشد. قرضاوی میگوید من شبیه سازی را نمیدانم که چگونه است ولی حرام است. یا قیاسهای مع الفارقی را انجام داده و میگویند شبیه سازی مثل زنای محضه است و باعث افزایش حرام زادهها میشود.
دلایل اهل سنت برای نفی شبیه سازی را میتوان اینگونه دستهبندی کرد که به پنج دسته میرسند: الف) دلایل کلامی بر ضد شبیه سازی ب) دلایل فقهی بر ضد شبیه سازی ج) دلایل اجتماعی بر ضد شبیه سازی د) دلایل اجتماعی روان شناختی بر ضد شبیه سازی ه) دلایل علمی بر ضد شبیه سازی دربارة دلایل کلامی خود اهل سنت به شکل منسجم بحث نکردهاند و با کاوشی که کردهام این دلایل را اینگونه به جمعآوری و طبقه بندی کردهام.
ادله کلامی اهل سنت بر ضد شبیه سازی عبارت است از: 1- شبیه سازی شبهه فرق اعجاز را بوجود میآورد. توضیح اینکه در غرب از شبیه سازی به خلقت جدید نام بردند لذا دیلمود که گوسفند دالی را شبیه سازی کرد او را به خالق دالی تعبیر کردند. همه عالمان مسلمان سنی گفتند که شبیه سازی خلقت نیست ولی شبهه خلقت را در اذهان عوام بوجود میآورد و باعث انحراف ذهن آنان میشود پس حرام است. کسانی که مثل قرضاوی مخالف شبیه سازی هستند از همین شبیه سازی استدلال میآورند بر حل شبهه آکل و مأکول، خلقت حضرت هوی و حضرت عیسی و... ولی در عین حال میگویند حرام است. 2- شبیه سازی تحدی با خالق است میگویند خدا فرمود که خلقنا کم من ذکر و انثی ولی شمای شبیه ساز ادعا میکنید من بدون ذوجبین شما را خلق میکنم و این یعنی تحدی با خالق و این حرام است. 3- دلیل سومی که خیلی هم تکرار میشود، بحث تغییر خلق الله است. به استناد آیات 116 سوره نساء، شیطان میگوید که مردم را امر میکنم که خلقت خدا را تغییر دهند و خداوند هم عمل شیطان را نادرست دانسته است و شبیه سازی تغییر خلق الله است پس حرام است. در این زمینه احادیثی را هم از پیامبر نقل میکنند. 4- شبیه سازی نقص سنت زوجیت است در حالی که نظام آفرینش بر اساس سنت زوجیت استوار است و شبیه سازی این سنت را نقض میکند. نقد: اگر سنت تکوینی باشد اصلاً قابل نقض نمیباشد. مگر میتوان سنت تکوینی را نقض کرد بلکه هر کاری هم صورت بپذیرد داخل همان سنت میباشد. 5- نقض سنت تنوع در آیات بسیاری، اختلاف و تنوع یک سنت تکوینی و طبیعی است و شبیه سازی از آن جا که کپی برداری موجود جدید از موجود قبلی است و در آن عینیت وجود دارد پس سنت تنوع از بین رفته است. نقد: طبق همین مبنا، شبیه سازی در حیوانات هم باید حرام باشد و حال آنکه آنرا در حیوانات حرام نمیدانند علاوه بر اینکه سنت، قابل نقض نمیشود و ثالثاً اینکه شبیه سازی تنوع را هم در پی دارد. 6- شبیه سازی ژنتیکی موجب بازی کردن با ژنهاست. قرضاوی میگوید تلاعب با لژینات. بازی با نظام احسنی است که خدا آفریده است. نقد: این تلاعب و بازی با ژنها نیست. همین بازی کردن با ژنهاست که موجب درمان بسیاری از بیماریها میباشد. 7- یک فرقه در خارج هست به نام دائیلیان که آداب خاصی دارند و با صهیونیستها در ارتباط هستند. رئیس این فرقه به نام دائیل است که مدعی پیامبری است و میگوید که انسانها بیست هزار سال پیش از سیاره دیگری به این زمین آمدهاند. یکی از فرقه ادعا کرد که ما زنی به نام هوا شبیه سازی کردهایم. این خبر در میان غرب و مسلمانان انعکاس زیادی داشت و عالمان مسلمان گفتند شبیه سازی به این ادعای دائیلیان دامن میزند.
دلایل فقهی حقوقی اهل سنت بر ضد شبیه سازی اگر چه دلایل کلامی مقداری سست و ضعیف میباشد ولی دلایل فقهی قویتری به نظر میرسد که در چند دلیل دسته بندی شده است. 1- لزوم رابطه جنسی؛ شارع تولید مثل را از راه رابطه جنسی و زوجیت میان مرد و زن لازم دانسته و حتی برخی اختلاط مائین زن و مرد را لازم دانستهاند. 2- شبیه سازی باعث اختلاف انساب میشود. مثلاً فرض کنید مادری از خودش یکی را شبیه سازی کند به این شکل که از فرزند مردهاش سلول بگیرد و بعد با سلول مادر تلقیح شود و در رحم او پرورش یابد این موجود جدید، فرزند اوست، خواهر اوست، یا توام اوست؟ اگر شبیه سای رواج پیدا کند باعث اختلاف انساب میشود. 3- اختلاف در روابط خویشاوندی و اختلاف در آن. 4- تولید مثل بدون پدر حرام است و در شبیه سازی چون احتیاج به پدر نیست پس حرام است. 5- ابهام در نفقه وارث 6- اگر شبیه سازی رواج پیدا کند باعث انهدام نهاد و ازدواج خانواده میشود و حفظ نهاد خانواده طبق فقه مالکی از واجبات خمسه است. 7- از بین رفتن مفهوم مادری. 8- امکان شکل گیری هم جنس گرایی، روابط نامشروع و ... از دلایل نقض و نقد شبیه سازی میباشد.
استاد: حجت الاسلام و المسلمين دكتر سید حسن اسلامی www.fahim12.com |