|
مبحث سوم: جامعه جهانی (آینده جهانی شدن) جهانی شدن با هدف همبستگی و یكپارچگی جهانی به سمت تشكیل جامعه واحد جهانی در حركت است. راه و هدفی كه خیلی از متفكران و مصلحان جهان اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان آنرا مطرح و پیشبینی كردهاند و همواره بدنبال تحقق عینی و عملی این مرحله از مراحل تكامل جامعه بشری بودهاند پرسش این است كه جهانی شدن به مفهوم امروزی آن و با اصول ویژگیهایی كه دارد به كجا منتهی خواهد شد آیا ما به راستی شاهد شكلگیری جهانی پكپارچه و بدون مرز با ارزشهای مشترك خواهیم بود. در اینجا به بیان دیدگاههای مختلف در زمینه تشكیل جامعه جهانی و آینده فرآیند جهانی شدن میپردازیم. هانتینگتون در بدبینانهترین تصویری كه از آینده ارائه میدهد جهان را عرضه نزاع و برخورد تمدنها در نظر میگیرد و معتقد به جنگ میان تمدنها است كه در نهایت به غلبه و سیطره تمدن غرب خواهد انجامید. جمیز روزهنا معتقد است كه ما در جهان كنونی شاهد دو گونه حركت متمركزگرا و گریز از مركز هستیم در حالیكه حركت تمركزگرا با تكیه برفرآیند جهانی شدن قصد دارد تا با گشودن مرزهای محلی مجموعهای از هنجارها و عادات مبتنی بر منافع همگانی را در جوامع مختلف پایهگذاری كند. حركت دیگری در قالب محلیگرایی و تفكرات ناسیونالیستی سعی دارد تا هویت و فرهنگ بومی و ملی خود را حفظ نموده و تعیین بیشتری به منافع ملی كشور بدهد البته وی در نهایت واگرایی و محلیگرایی را در جهت انطباق با جهانی شدن ارزیابی میكند. (مقدمهای بر جهانی شدن، داود كیانی) از سوی دیگر برخی معتقدند كه از طریق زور و احقاق حق طبیعی نسل برتر یعنی اطاعت نژادهای دیگر از نژاد برتر به تشكیل جامعه جهانی نائل آیند از جمله گروهی كه دارای اینگونه تفكر بوده است حزب نازی آلمان به رهبری هیتلر است و جنگ جهانی اول و دوم تا حدود زیادی معلول همین فكر بوده است. (حقوق بینالملل اسلامی، ص113) بعضی نیز معتقدند بشر از راه دانش نمیتواند به وحدت برسد زیرا سیر طبیعی علم به طرف تفرقه است و ترجیح دادهاند كه عشق به انسانها را به عنوان عامل وحدت ملتها معرفی كنند اگوست كنت جامعه شناس معروف فرانسوی طرفدار این دیدگاه است (اسلام و حقوق بینالمللی عمومی، ص298) ماركسیسم معتقد است كه بیشتر از نزاعهای جوامع بشری به سبب كمبود تولید و تأمین نشدن نیازها بصورت صحیح است بنابراین بشر باید با بهره گرفتن از استعدادهای فوقالعاده خود و استفاده از نیروی كار كمبودها را مرتفع تا سرانجام به مرحله صلحی برسد كه در آغاز آفرینش داشته و زندگی جمعی همراه با تعاون و صلح اجتماعی است و سایر عوامل اختلاف برانگیز باید به فراموشی سپرده شود. ماركسیسم معتقد است در نهایت امر نظامهای سرمایهداری كنونی به جامعه بیطبقه و جامعه كمونیستی تبدیل خواهد شد. هر چند كه هنوز پس از گذشت سالیان متوالی رویای تشكیل جامعه بیطبقه و بدون دولت جامعه عمل نپوشیده است. لنین این پدیده را اینگونه توجیه میكند در اندیشه ماركسی و انگلس انقلاب باید در سطح جهانی عملی میشد ولی چون در یك كشور معین اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوسته است. بورژوازی جهانی هم و غم خود را معطوف به درهم كوبیدن این انقلاب كرده است. (حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، ص175). فرانسیس فوكویاما در یك دیدگاه متعارض نظریه پایان تاریخ را مطرح كرده كه همان تمدن غربی است. این نظریه در واقع تمدن غرب و نظام سرمایهداری را پایان جهان بعد فروپاشی شوروی سابق معرفی و ترسیم میكند: (جهانی شدن فرهنگ سیاست، ص15) عدهای دیگر از اندیشمندان طرفدار جامعه جهانی و حكومت(18) جهانی تأسیس فدراسیون را مد نظر دارند كه در آن یك قدرت مركزی وجود دارد و دولتهای تشكیل دهنده آن بایستی بخشی از قدرت و اختیارات ویژه دولتی را به آن واگذار نمایند و بخش دیگر را برای خود نگه دارند یك قانون جهانی كه برای تمام اعضا و افراد قابل اجرا باشد بوسیله حكومت مركزی وضع میشود.(19) (فرهنگ روابط بینالمللی، ص416) عدهای نیز به جای پیشنهاد استقرار یك نظام فدرال جهانی تكامل تدریجی یك جامعه جهانی بر ارزش و اهداف مشترك را مقدمه لازمی برای ایجاد این ساختار سیاسی میدانند اینها بدون اینكه پیشنهاد خاصی را مطرح كنند رسیدن به جامعه جهانی را به صورت طبیعی در سایه تكامل جامعه بشری و گسترش علم و تمدن و روابط اجتماعی وسیعتر ممكن دانستهاند. پیروان ادیان و مكتبها عموماً براین عقیده بودهاند كه تشكیل جامعه جهانی در صورتی ممكن است كه همگان دارای عقیده و بینش واحدی كه همان عقیده و جهانبینی مخصوص خود آنان است باشند و وحدت عقیده را تنها راه رسیدن به جامعه واحد جهانی میدانند (اسلام و حقوق بینالملل عمومی، ص299-300) حال ببینیم دیدگاه و نظر اسلام در مورد ترسیم آینده جهان و تشكیل حكومت جهانی چیست؟ در بینش اسلامی همانند سایر ادیان آرمان تشكیل حكومت جهانی وجود دارد ولی این بدین معنی نیست كه در دوران تحقق چنین آرمانی دیگر ملتها و اقوام و یا آیینها وجود خارجی نخواهد داشت به عبارت دیگر هر چند اسلام، تشكیل امت واحده جهانی اسلام را نوید داده ولیكن آنرا منوط به از بین رفتن و نابودی ملتها و سایر ادیان نمیكند. بنابراین با استناد به آیات و روایات میتوان گفت كه تنها معیار تحقق جامعه جهانی از دیدگاه اسلام داشتن عقیده توحیدی است و نه وحدت عقیدهها.
در قرآن كریم چنین آمده است: «اذ قال الله یا عیسی انی متوفیك و رافعك الی و مطهرك من الذین كفروا و جاعل الذین اتبعوك فوق الذین كفرو الی یوم القیامه...»(20) «به یادآور وقتی كه خداوند فرمود ای عیسی همانا من روح تو را قبض نموده و برآسمان بالا برم و تو را پاك و منزه از معاشرت كافران گردانم و پیروان تو را بر كافران تا روز قیامت برتری دهم» از این آیه به روشنی استفاده میشود كه آیین مسیح (علیه السلام) تا روز قیامت موجودیت خود را حفظ خواهد كرد و همانگونه كه بسیاری از مفسران گفتهاند این امت برتری نسبی خودش را بر كفار برای همیشه حفظ میكند. همچنین در آیات 7 و 8 سوره اسرا میخوانیم: «فاذا جاء و عدالاخره لیسوؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كماد خلوه اول مره ولیتبروا ما علوا تتبیراً عسی ربكم ان یرحمكم و ان عدتم عدنا و جعلنا جهنم للكافرین حصیراً» «و آنگاه كه وقت انتقام ظلم دیگر شما فرارسید اثر بیچارگی و خوف و اندوه و رخسار شما ظاهر شد و به مسجد بیتالمقدس مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند و به هر كسی تسلط یابند به سختی هلاك گردانند امید است خدا به شما باز مهربان گردد و اگر به عصیان و ستمگری برگردید ما هم به مجازات شما باز میگردیم و جهنم را زندان كافران قرار دادهایم» كه از مفهوم این آیه شریفه كه سرنوشت یهود در آخر الزمان و مقارن ظهور مهدی (عج) سخن میگویند چنین استنباط میشود كه آیین یهود نیز همانند مسیحیت تا پایان جهان باقی خواهد ماند. گذشته از آیات قرآن كریم هنگامی كه به سیره پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و پیمانهای متعددی كه با قبایل و گروههای مختلف برقرار ساخته است مراجعه كنیم به روشنی خواهیم دید كه پیامبر اكرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در صدد نابودی مذاهب و حتی آداب و رسوم غیره نبوده است برای نمونه میتوان به پیمانهای صلح پیامبر با یهودیان مدینه و نصارای نجران مراجعه كرد. از آنچه گفته شد به دست میآید كه اسلام حتی در زمانی كه در اوج قدرت خویش است نیز در صدد از هم پاشیدگی و نابودی ملتها و تبدیل آنها به امت واحد از نظر آداب و رسوم و سایر ویژگیها نبوده است و تنها معیار امت واحد از دیدگاه اسلام داشتن عقیده توحیدی است. به عبارت دیگر اسلام معتقد به جامعه جهانی با حفظ ملیتهای مختلف است نه حذف ملیتهای مختلف وضعیتی كه شبیه حكومت فدرال و فدراسیون میباشد. علامه مجلسی از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه به ابوبصیر فرمود:ای ابومحمد مثل این است كه میبینم حضرت قائم با فرزاندانش در مسجد سهله فرود آمدهاند ابوبصیر گفت قائم در مورد اهل ذمّه چگونه رفتار خواهد كرد امام پاسخ داد: همانگونه كه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) با آنان صلح كرد مهدی نیز با آنها صلح میكند و در دوران مهدی و حكومت اسلامی با قبول حاكمیت اسلام و پرداخت مالیات جزیه زندگی مسالمتآمیزی خواهند داشت. (بحارالانوار، ج52، ص376) از آنچه بیان شده بدست میآید كه در میان ادیان تنها اسلام است كه برای وصول به صلح جهانی و حكومت جهانی وحدت عقیده را ضروری ندانسته بكله معتقد است با رسمیت یافتن اصل توحید و استفاده از نقاط مشترك و كلی ادیان – كه همان اعتراف به توحید و نفی شرك است – نیز وصول به این مرحله از تكامل جامعه بشری ممكن است یعنی تشكیل و استقرار حكومت جهانی اسلام كه یك امر تحقق یافتنی و اجتنابناپذیر است.
مبحث چهارم: جهانینگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مقدمه قانون اساسی و همچنین اصل یازدهم آن با الهام از آیات قرآن كریم و مبانی دینی موضوع جهاننگری مطرح گردیده است.
در مقدمه قانون اساسی جمهوری ایران آمده است: «زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج كشور فراهم میكند بویژه در گسترش روابط بینالمللی با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی میكوشد تا راه تشكیل امت واحد جهانی را هموار كند» در اصل یازدهم قانون اساسی كشورمان نیز چنین مقرر شده است. به حكم آیه «ان هذه امتكم امه واحده وانا ربكم فاعبدون» همه مسلمانان یك امتند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست محلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و كوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد». هر چند در این اصل قانون اساسی وحدت مسلمانان جهان مورد توجه قرار گرفته ولی طبیعی است كه وحدت مسلمانان یكی از گامهای مؤثر برای نیل به وحدت بشریت است با این همه آیه مورد استفاده در این اصل طبق تفسیر المیزان وحدت نوع انسانی را منظور داشته است نه فقط وحدت مسلمانان را. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج14، ص322)
مبحث پنجم: وظیفه ما در مقابل پیامدهای فرهنگی جهانی شدن پس از اینكه جهانی شدن و موضع اسلام در قبال آن را مورد بررسی قرار دادیم نوبت به این پرسش مهم و اساسی میرسد كه در مواجهه با امواج پدیده جهانی شدن به مفهوم امروزی آن، وظیفه ما مسلمانان چیست؟ مسئله اینجاست كه به قول برخی از متفكران، جهانی شدن یك گزینه انتخابی نیست بلكه كاروانی است كه همزمان در همه شاهرههای دنیا به سرعت در حال حركت است و كشورها نیز توان متوقف كردن آنرا ندارند. (جهانی شدن فرهنگ و سیاست، ص14) حال با اذعان به این حقیقت رسالت و مسئولیت ما به عنوان مردم مسلمان وحكومت ما به عنوان حكومت اسلامی چه خواهد بود؟ به طور كلی باید گفت در مواجهه با پدیده جهانی شدن ما باید ضمن تلاش برای جهانی ساختن اسلام و تحقق عملی اصل یازدهم قانون اساسی و بهرهگیری از پیامدهای مثبت جهانی شدن به سمت پیشرفت و تكامل حركت كنیم و بتوانیم با تأكید بر غنای فرهنگ دینی و ملی خود از خطرات و آفات این پدیده مصون بمانیم آنچه مسلم است این واقعیت انكارناپذیر است كه دین اسلام با ارزشها و آرمانهای متعالی خود غنای لازم برای رویارویی با اینگونه پدیدهها را دارد. به تعبیر دیگر موج جهانی شدن در حال فراگیری تمام كشورهای جهان است و راه نجات از غرق شدن در امواج سهمگین آن شنا در جهت مخالف و یا سپردن خویش در دست تقدیر نیست بلكه ساختن كشتی مستحكمی است تا بتوانیم به راحتی از این امواج بهره گرفته و به سمت پیشرفت و ساحل ارتقا حركت كنیم. در این رابطه قرآن كریم سه راهكار عملی را به ما پیشنهاد میدهد. اول اینكه: قرآن مسلمانان را به تحصیل معرفت و آگاهی همه جانبه دعوت میكند.
در آیات 36-37 سوره اسرا خداوند میفرماید: «ولا تقف ما لیس لك به علم ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولا» «و چیزی را كه به آن علم نداری دنبال و تبعیت نكن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.» قرآن كریم به نوع انسان توصیه میكند كه در عرصه تبادل فرهنگها و اندیشهها و باورها و افكار (استماع قول) از قبول كوركورانه آن پرهیز كنیم و به سخنانی گوش فرا دارند كه نداهای توحیدی داشته باشد.
توصیه دوم قرآن به گزینش احسن است. در آیات 17-18 سوره زمر آمده است: «والذین اجتنبوا الطاغوت ان یعبدوها و انا بوا الی الله لهم البشری فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئك الذین هدا هم الله و اولئك هم اولو الالباب» «و آنان كه خود را از طاغوت به دور میدارند تا مبادا بپرستند و به سوی خدا بازگشتند آنان را مژده باد پس بشارت ده به آن بندگان كه به سخن گوش فرا میدهند و بهترین آن را پیروی میكنند اینانند كه خدای ایشان هدایت نموده و اینانند همان خردمندان.» كه در این آیه توصیه قرآن به قدرت گزینشی انسان و پرهیز او در پذیرش هویتهای غیرواقعی و مجازی است كه با فطرت بشری و علت غائی دینی منافات و تعارض دارند و دستور و توصیه دیگر قرآن كریم حفظ اصالت دین است. «یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینكم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الكتاب من قبلكم و الكفار اولیا و اتقوا الله ان كنتم مؤمنین»(21) «ای اهل ایمان با آن گروه از اهل كتاب و كافران كه دین شما را به استهزا و بازیچه گرفتند دوستی مكنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان آوردهاید» «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا عدوی و عدوكم اولیا...»(22) «ای كسانی كه به خدا ایمان آوردهاید نباید كافران را كه دشمن من و شمایند اولیای خود قرار دهید» «و لا تركنوا الی الذین ظلموا... »(23) «به كسانی كه ظلم میكنند با اطمینان و اعتماد روی مبرید» از این آیات نورانی قرآن و دیگر آیات نتیجه حاصل میشود كه هر چند اسلام داشتن رابطه با بیگانگان را نهی نمیكند بلكه مسلمانان را به داشتن رفتاری منصفانه و نیك با آنها توصیه میكند (آیات 9 الی 17 سوره ممتحنه و آیه 34 سوره فصلت و آیه 108 سوره انعام) ولی شرایط و حدودی را مقرر نموده است داشتن رابطه دوستانه با ملتهای دیگر مجاز است مشروط به اینكه اصالت دین حفظ شود و راه برای سیطره و نفوذ غیرمسلمانان بر مسلمانان وجود نیاید و این رابطه منجر به دوستی یك جانبه، اطاعت و دنباله روی از بیگانگان، احساس پشتگرمی و اطمینان و بالاخره خودباختگی و پذیرش ولایت آنان نگردد.
نتیجهگیری آنچه در این نوشتار آمده تلاش فكری برای الهامپذیری از معارف دینی بویژه قرآن كریم در چگونگی استخراج نكاتی پیرامون پدیده جهانی شدن بود، كه در این راستا مفهوم جهانی شدن و اصول و پیامدهای آن بویژه نسبت به فرهنگ دینی و ملی مورد بررسی قرار گرفت. در مبحث دوم به بیان موضع اسلام پیرامون پدیده جهانی شدن اشاره گردید و گفته شد اسلام به جهت هویت جهانی داشتن منافاتی با پدیده جهانی شدن ندارد ولی جهانی شدن از منظر اسلام به معنای حاكمیت یافتن اسلام بر جهان و جهانیان میباشد. در مبحث سوم نظرات مختلف اندیشمندان راجع به جامعه جهانی و راههای نیل به آن بازگو شد و گفتیم كه اسلام معیار تحقق جامعه واحد جهانی را عقیده توحیدی با حفظ ملیتهای مختلف میداند و در پایان شیوه تعامل و مواجهه با پدیده جهانی شدن مورد بررسی و بحث قرار داده شد و نتیجه گرفتیم كه وظیفه مسلمانان و حكومتهای اسلامی حفظ اصالت دین و پرهیز از خودباختگی و حفظ هویت دینی و ملی است و در برابر امواج عصر جهانی شدن و انفجار اطلاعات وظیفه همه انسانها یكی تلاش برای كسب آگاهی و دیگری گزینش و انتخاب احسن خواهد بود. این دو نكته انسان معاصر را در برخورد با پدیده جهانی شدن یاری میرساند و به او حق حاكمیت بر سرنوشت خویش در همه زمینههای اقتصادی سیاسی و فرهنگی خواهد داد.
پی نوشتها : 1- Globalization 2- World Govermment 3- Figurative identify 4. آیه 158، سوره اعراف 21.5 / بقره 6. 28/ سباء 7. 107/ انبیاء 8. 1 فرقان 9. 33/ آل عمران 10. 28 / فتح 11. 105/ انبیاء 12. 55/ نور 13. 208/ بقره 64.14/ ال عمران 15. آیه 58/ روم و 27/ زمر 16. در آیه 13 سوره حجرات خداوند تقوا را مطرح نموده است و در آیه 31 سوره نبا (ان للمتقین مفازا) این سعادت و راه بیان فرموده است. 17. نامه 62 نهجالبلاغه 18.یعنی اندیشه تشكیل یك نهاد سیاسی جهانی كه بتواند از طریق استقرار یك قدرت فائقه فراتر از نظام دولتی صلح و امنیت را در جهان تأمین كند. 19. فعالترین سازمانی كه ایده حكومت جهانی را تبلیغ میكند سازمان فدرالیستهای جهان متحده است. 54.20 / آل عمران 21. 57 / مائده 22. 1/ ممتحنه 23. 113 / هود منابع و ماخذ: 1- قرآن كریم 2- نهج البلاغه 3- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 4- ابراهیمی محمد و حسینی سید علیرضا، اسلام و حقوق بینالمللی عمومی، جلد اول، انتشارات سمت، 1372 5- باربور، ایمان علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، مركز نشر دانشگاهی، تهران، 1362 6- بوكای موریس، مقایسه میان تورات انجیل قرآن و علم، ترجمه ذبیحالله دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1364 7- پلینز ج كلسی، فرهنگ روابط بینالمللی، ترجمه حسن پستا، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران، 1357 8- ملینسون، جان، جهانی شدن و فرهنگ، ترجمه محسن حكیمی، چاپ اول، 1381 9- خلیلیان سید خلیل، حقوق بینالملل اسلامی، جلد اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بهار 1362 10- ری كیلی و فیل مارفیت، جهانی شدن و جهان سوم، ترجمه شیخ علیان و نورائی، وزارت امور خارجه، 1380 11- طباطبائی، علامه محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1973 12- طبرسی، شیخ ابوفضل، مجمع البیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1379ق 13- قاضی، ابوالفضل، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1370 14- كاظمی، علیاصغر، جهانی شدن فرهنگ وسیاست نشر قومس، تهران، 1380 15- كیانی، داود، مقاله مقدمهای بر جهانی شدن، مجله اندیشه صادق، شماره 5 16- گودرزی، غلامرضا، مقاله جهانی شدن، خطر یا رویا الزام یا انتخاب، مجله اندیشه صادق، شماره 5 17- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، چاپ سوم دار حیا التراث العربی، بیروت، 1403 18- مركز مطالعات و مدارك علمی ایران، فرهنگ علوم سیاسی، بهار 1375 19- مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، انتشارات صدرا، تهران، 1377 20- هانگتینتون، ساموئل، برخورد تمدنها و بازسازی نظام جهانی، ترجمه محمدعلی حمید رفیعی، دفتر پژوهشیهای فرهنگی، تهران، 1378 محمود صوفی آبادی منبع : اندیشه صادق شماره 16 – 19 |