مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 450    یک شنبه 15 شهریور 1388 

زبان، ایدئولوژى و جهانى شدن


زبان، ایدئولوژى و جهانى شدن

ارتباط میان زبان، ایدئولوژى در بستر واقعیتى تحت عنوان جهانى شدن مى‏تواند یك ارتباط دو سویه تلقى گردد؛ به این معنا كه زبان ابزارى براى حاكمیت ایدئولوژى و ایدئولوژى خود ابزارى براى تداوم و نهادینه شدن جهانى شدن به كار مى‏رود. البته رسانه‏ها و زبان از ابزارهاى مهم جهانى شدن به شمار مى‏روند، كه سرعت جهانى شدن با وجود رسانه‏هایى؛ مانند ماهواره، اینترنت، هنر، سینما و... تشدید یافته و زبان به عنوان عاملى براى تسهیل ارتباطات در محیط جهانى شدن نقش بسیار حساسى را در نزدیك كردن فرهنگ‏ها و انسان‏ها به یكدیگر ایفا مى‏كند.
بنابراین زبان از این منظر، ابزار انتقال فرهنگ بوده و فرهنگ وارداتى از این طریق به مردمان فرهنگ میزبان سرایت و انتقال مى‏یابد. شاید یك سؤال بسیار اساسى در این قضیه چگونگى حفظ میراث ادبى و فرهنگ ملّى باشد، كه تا چه اندازه و تا چه مدت مى‏توان از خلوص و ناب بودن آن در مقابل امواج وارداتى فرهنگ‏ها محافظت كرد؟ و زبان در این فرایند چه كاركردى را مى‏تواند برعهده بگیرد؟
زبان منبعث از فرهنگ جامعه است، لذا مى‏بایست طبیعى باشد، چرا كه زبان ساختگى و مصنوعى محكوم به فناست. بنابراین اگر زبان حالت جهانى بیابد؛ یعنى جهانى شود، آیا جنبه مكانیكى آن بر سایر جنبه‏هاى آن غلبه پیدا نمى‏كند؟ این سؤال را به صورت دیگر نیز مى‏توان مطرح كرد: آیا زبان وسیله ارتباطى است، و یا اینكه خود زبان اصلِ شكل دهنده ارتباط است؟ ارتباط زبان و هویّت چگونه است؟ لذا این كه نگاه ما به زبان در شرایط جهانى شدن چگونه باشد، خود مى‏تواند ایدئولوژى و عقیده ما را نسبت به واقعیتى تحت عنوان جهانى شدن بازتاب دهد. با این حال، آیا واقعاً باید نگران جهانى شدن زبان باشیم یا نه؟ آیا زبان به خودى خود قادر است راه اصلى خود را پیدا نموده و در مسیر طبیعى خود امتداد یابد یا در اثر ایدئولوژى‏هاى حاكم كه وضعیت و زوایاى قدرت در عصر حاضر دستخوش تغییر ماهیت و كاركرد مى‏گردد؟
ایدئولوژى را آن گونه كه «وداك» از منظر تحلیل گفتمان انتقادى كالبد شكافى مى‏كند، ابزار ایجاد و حفظ روابط نابرابر قدرت در جامعه است و این كار به كمك زبان صورت مى‏گیرد. در واقع ایدئولوژى با وساطت زبان و نهادهاى اجتماعى به جریان مى‏افتد.
البته «فركلاف» نیز ایدئولوژى را عاملى تعیین كننده در جوامع مى‏داند؛ چرا كه اعمال قدرت در جوامع مدرن، به طور روزافزونى از طریق ایدئولوژى، به ویژه از طریق كاركردهاى ایدئولوژیك زبان صورت مى‏پذیرد.
همین مباحث و نیز «سؤال از سرنوشت زبان در شرایط جهانى شدن» آغازگر یك نشست علمى در دانشگاه تربیت مدرس بود كه چندى پیش با سخنرانى دكتر «كیوان زاهدى» استاد زبان‏شناسى دانشگاه شهید بهشتى برگزار شد. وى با یادآورى این نكته كه ما درباره جهانى‏سازى و جهانى شدن، دچار سوء تعبیرهایى شده‏ایم، گفت: پرسش از این كه ما باید به جهانى‏سازى بپیوندیم یا نه؟ پرسش غلطى است، چون ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن قرار داریم. بنابراین ما نمى‏خواهیم جلوى جهانى‏سازى را بگیریم، بلكه مى‏خواهیم ببینیم كه جایگاه ما در این پروسه كجاست و نقش ما چیست؟
زمانى كه‏هانتینگتون بحث جنگ تمدن‏ها را مطرح كرد، در آن طرح و بحث كاملاً جدى بود، لذا یكى از سوء تفاهم‏هایى كه در همان زمان، در ایران ایجاد شد، این بود كه ما در مقابل آن گفت و گوى تمدن‏ها را مطرح كردیم. این مشكلى را حل نمى‏كند، چون غرب اصلاً به دنبال گفت و گو نیست [اشتباهى هم كه شده این است كه گفتمان و گفت و گو یكى گرفته شده است]. لزومى ندارد كه گفتمان، كلامى باشد، زیرا گفتمان ممكن است تصویرى و رسانه‏اى باشد و در واقع ممكن است از انواع و اقسام ابزارها استفاده شود. امروزه كسى دیگر گفتمان انتقادى كلام را به كار نمى‏برد، بلكه از مطالعات انتقادى ارتباطات (Critical Communication studies) استفاده مى‏شود؛ چون گفتمان فقط كلامى نیست. به عنوان مثال اگر روى اسكناس‏هاى دلار امریكا را نگاه كنید، عبارت «نظم نوین جهانى» (New World Order) را مى‏بینید. یعنى این‏ها قبل از این كه واژه را به كار ببرند، آن را در متن اسكناس‏هاى خود داشته‏اند. بنابراین بحث و كارهاى آنها بسیار برنامه‏ریزى شده است، البته برنامه‏ریزى غرب متعلق به اكنون نیست و به طور خاص برمى‏گردد به سیصد سال قبل، زمانى كه مى‏خواستند خلافت عثمانى را به عنوان مركزیت جهان اسلام از بین ببرند.
از یك طرف، جهان امروز، جهانى است كه در حال قطبى شدگى است. شوروى را از بین مى‏برند و از درون آن چندین كشور بیرون مى‏آید، یا در حوزه بالكان به همین ترتیب. در عراق به دنبال تجزیه این كشور و در برنامه صد سال‏شان به دنبال تجزیه ایران هم هستند. اولین قدم در این برنامه‏ریزى آن است كه در افراد متفكر شك ایجاد كنند و در انجام این كار طورى عمل مى‏كنند كه ما به دنبال گفت و گو هستیم. در حالى كه اصلاً به دنبال گفت و گو نیستند، بلكه به دنبال هژمونى صرف هستند و این به یك بحث بسیار قدیمى بر مى‏گردد كه ما در تعامل بسیار رو در رو و در مقابل دنیاى یونان (تمدن غرب را با یونان مى‏شناسیم) قرار داریم.
دكتر زاهدى دو نمونه از گفتمان تصویرى غرب در برابر ایران را فیلم «اسكندر» ساخته «اُلیواستون» كه به درخواست دانشگاه‏هاى امریكایى ساخته و فیلم متأخر «سیصد» یاد مى‏كند، كه هم داراى نحو است و هم داراى واژگان. در فیلم اسكندر مركز ایران بابل است و در فیلم 300 كشته شدن 300 سرباز یونانى به دست یك میلیون جنگجوى هخامنشى به تصویر كشیده مى‏شود و چهره خشایار شاه به طور كاملاً مخدوش نشان داده نشده است. وى در جهت تبیین دیدگاه كلان جنگ به عنوان دیدگاهى كه در گذشته درگیر آن بودیم و هم‏اكنون نیز درگیر آن هستیم و در آینده نیز درگیر آن خواهیم بود، به تمایز جنگ سخت و جنگ نرم پرداخته و با ذكر این مطلب كه ما حدود پنجاه و چند سال است كه به طور نظام‏مند دچار جنگ نرم هستیم، بیان داشت:
وقتى تئورى‏هاى جنگ سخت بررسى مى‏شود، تئورى عمده‏اى كه در سده نوزده یا قرن نوزده تا اوایل 1980 مطرح بود، براساس نظریه «كِلازووتیس» شكل گرفته است كه قائل به تفكیك سه‏گانه بود: 1.دولت؛ 2. ملت؛ 3. ارتش (به منظور ایجاد تعادل و پیش‏گیرى از اقتدار كامل یك طرفه).
در بحث، یك فرضیه وجود دارد تحت این عنوان كه «جنگ ادامه سیاست است با ابزار سخت‏افزارى». سیاست قصد كشتن ندارد. قصد امحاء و از بین بردن قومیّتى را دارد، اما جنگ اساساً بحث، از بین بردن موجودیت است. آن چه كه «كرفلد» به عنوان منتقد كلازووتیس - (1998، 2001، 2004) در كتابى كه با عنوان ترجمه شده«بازاندیشى مفهوم جنگ» - انجام داده این بود، كه جنگ‏هایى كه ما در آینده خواهیم داشت، جنگ‏هایى كم شدت است و جنگ‏هاى كم شدت؛ جنگ‏هایى هستند كه قواى متعارف را جاى همدیگر قرار نمى‏دهیم و افراد مطرح‏اند (حتى در سطح قوم و ایجاد درگیرى‏هاى محلى)، نمونه بارز آن در افغانستان، عراق و صربستان دیده مى‏شود. حدود 2 تا 3 سال پیش براى ایران هم چنین چیزى برنامه‏ریزى شده بود. (در سیستان و بلوچستان و كردستان و خوزستان).
در تقسیم‏بندى دومَ كرفلد انگیزه، جنگ نیست، انگیزه‏هاى قومى و مذهبى است؛ یعنى به جاى جنگ‏هاى متعارف جنگ‏هاى كم شدت، ولى داراى انگیزه‏هاى قومى و مذهبى داریم. روى مذهب تأكید مى‏كنند چون دسته دیگرى از جنگ‏ها، جنگ‏هاى موجودیتى است. به این معنى كه اصلاً نمى‏خواهیم كه وجود داشته باشند؛ یعنى موجودیت قومى را از بین ببرند؛ مثل صرب‏ها یا كارى كه هیتلر كرد.
جنگ‏هاى كنونى، جنگ‏هاى موجودیتى نیست، بلكه جنگ‏هاى قومیّتى است، بدین معنى كه گفته مى‏شود: تو به عنوان یك ایرانى وجود داشته باش، اما در غرب حلّ شو، هویت و تفكر ایرانى نداشته باش، مثل ما فكر كن، یك شهروند درجه دو باش.
بنابراین در دیدگاه جدید، جنگ‏ها دیگر از نوع قرار گرفتن در مقابل نیروهاى هم‏عرض و جنگ متعارف نیست.
وى «جنگ نرم» را این گونه تعریف مى‏كند: بهره‏گیرى از هر گونه ابزار غیرسخت‏افزارى جهت ایجاد تغییر در مجموعه‏اى از افراد (گروه، اجتماع) به منظور تأمین منافع خود.
نكته‏اى كه در اینجا باید به آن اشاره كرد این است كه در امنیت ملّى محدوده وجود دارد و هر كس اجازه اظهارنظر ندارد. در جوامع امریكایى، استرالیایى، كانادایى و انگلیسى امكان ندارد كه همه مردم از هر طبقه‏اى درگیر مسائل سیاسى شوند، برخلاف جامعه ما كه به تعداد ایرانى‏ها، متفكر سیاسى داریم. اتفاقاً آنها خواهان این وضعیت هستند، چون این موضوع خود از ابزار جنگ نرم است، به دلیل این كه به تعداد افرادى كه شك كنند، به همان اندازه دولت تضعیف مى‏شود.
تمام تفكر در حوزه جنگ نرم معطوف به ایدئولوژى است. ایدئولوژى در جهان غرب یك بار منفى دارد، آن گونه كه براى ما نیز در حوزه آكادمیك بار منفى دارد، اما در حوزه اسلامى چنین نیست. چون ایدئولوژى در این حوزه به معنى مجموعه‏اى از بایدها و نبایدها براى عملكردهاست، در مقابل جهان‏بینى كه نوع نگرش ما نسبت به دنیا را شكل مى‏دهد. كه البته این بایدها و نبایدها ثابت نیست چون فقه پویاست) از آخرین تغییرات در این حوزه برابرى دیه زن و مرد است. [در ژاپن زنان میزان ساعت كار مشخصى دارند و حقوق آنها از مردان كمتر است، چون گفته مى‏شود وظیفه اصلى زن در خانه است، مگر این كه مرد كار نكند و قبول كند كه در خانه بنشیند و زن به جاى او كار كند، اما تا به حال از نظر حقوقى هیچ اعتراضى به ژاپن نشده است. به ژاپن جزیره خطرناك گفته مى‏شود، چون به دنبال كار خودشان هستند و بالاخره در مقابل غرب طغیان خواهند كرد].
بحث بعدى این نشست درباره ابعاد سه‏گانه ایدئولوژى بود، كه ایدئولوژى داراى 3 بعد است: 1. شناختى؛ (كه خیلى اهمیت دارد. حوزه دركى است و تفاوت‏ها، تفاوت‏هاى فردى است).
2. اجتماعى؛ (كه ایجاد همبستگى مى‏كند، چون افرادى كه ایدئولوژى یكسان ندارند با هم همبستگى ندارند. ایدئولوژى قومى براى همین است، چون وقتى ایدئولوژى قومى حاكم است، همبستگى زیاد مى‏شود، به همین دلیل به دنبال متلاشى كردن آن بود).
3. گفتمانى؛ (كه هم در حوزه شناختى به كار مى‏رود و هم در حوزه اجتماعى).
بیشتر زبانشناسان علاقه‏مندند كه این سه بعد را هم‏سطح نشان دهند، اما این سه بعد هم‏سطح نیستند. دیدگاه گفتمانى، دیدگاه ابزارى است؛ یعنى جداى از دو حوزه سابق نیست و در هر دو حوزه شناختى و اجتماعى به كار مى‏رود (نه ابزارى در مفهوم منفى آن).
بخش اصلى تشكیل دهنده ایدئولوژى، شناختى و اجتماعى است، البته ابزار قرار گرفتن در یك مجموعه ایدئولوژیك چه به لحاظ درك و چه به لحاظ تولید زبانى است.
از كجا مى‏توان فهمید كه یك فرد به چه ایدئولوژى اعتقاد دارد؟ وقتى كه فرد ایدئولوژى خود را بیان مى‏كند، تنها زمانى مى‏توان ایدئولوژى وى را تغییر داد كه به لحاظ شناختى بتوان در او تأثیر گذاشت، نه به اجبار آن چه كه در اینجا مد نظر است. بحث‏هاى ایدئولوژیك گفتمان است، كه از مكانیسم‏هاى جنگ نرم زبانى است.
انگیزه از دو بعد مطرح است: یك بعد شناختى است كه با قصد و اراده مى‏خواهند انگیزه را از افراد بگیرند.
در بعد دیگر پس از آن كه گرفتن انگیزه اتفاق افتاد، تغییر رویكرد شروع مى‏شود؛ یعنى از حوزه فكرى به حوزه‏هاى تفكر دیگرى مى‏پیوندد. در مرتبه بعد تغییر بینش اتفاق مى‏افتد. (كارى كه میسیونرهاى مذهبى مى‏كنند) مانند برنامه‏هاى فارسى زبان كه تبلیغ مسیحیت را مى‏كنند. حداقل 27 كانال به زبان فارسى وجود دارد كه فعالیت مى‏كنند تا افراد دست از دین اسلام بردارند. چرا روى یهودیت این كار را نمى‏كنند؟ چون یهودیت شدیداً بسته است و عضوگیرى نمى‏كند. حتى ازدواج‏هاى آنان درون قومى است، درست بر عكس رویكرد اسلام كه هر كس با هر رنگ پوستى و در هر كجاى دنیا با هر نژادى را مى‏پذیرد، اساساً تفكر ما قوم‏گرایانه نیست. البته یك بخش یهودیت بر پایه تورات و بخشى بر پایه تلمود (صحبت‏ها و تفاسیر خاخام‏ها) است و جالب اینجاست كه اكثریت یهودیان به تلمود بیش از تورات مراجعه مى‏كنند. پس از تغییر بینش فرد، دسته‏اى ایدئولوژى‏هاى خاص را پذیرا مى‏شوند و جالب اینجاست كه آن ایدئولوژى خودشان را به تأیید نمى‏رسانند، بلكه مى‏گویند: تنها چیزى كه مانده همین است و فرد هم آن را مى‏پذیرد. بعد از تغییر ایدئولوژیك، نوبت به تغییر جایگاه فرد مى‏رسد، آن جایى كه فرد از یك گروه خارج و وارد گروه دیگرى مى‏شود، و پس از آن هم تغییر جایگاه اجتماعى مطرح مى‏شود. انگیزه از طرف دیگر به فرایندها بر مى‏گردد؛ یعنى تغییر هویت و موجودیت به این شكل كه تو ایرانى نیستى، تو عربى، تو بلوچى، تو تركى و... تا ایرانى بودن را بگیرند. اولین گام هم ایجاد شك است. براى مثال، با این سؤال كه دولت شما براى شما چه كرده است، وقتى ایجاد شك شد، فرد دائماً با یك دسته سؤال روبه‏رو مى‏شود: سوء مدیریت‏ها و... .
مرحله بعد اقناع است. وقتى اقناع صورت گرفت، لزومى ندارد كه مشروعیت بدهند، چون مشروعیت فرد را مى‏گیرند، اما هیچ دلیلى براى مشروعیت خودشان نمى‏دهند. بلر در قسمتى از سخنرانى‏هایش مى‏گوید: «ما دنبال این هستیم كه در عراق دموكراسى به شیوه بریتانیایى برقرار شود» در آن زمان امریكایى‏ها عكس العملى نشان ندادند، اما بعد از یكسال حسابش را رسیدند.
بنابراین براى مشروعیت بخشى، لزومى نمى‏بیند، مفروضاتى را پیش روى مخاطب مى‏گذارند و او مى‏پذیرد و بعد از آن تغییر رویكرد ایجاد مى‏شود. گفت و گو هم بیشترین كاربردش در ترغیب و اقناع است.
دكتر زاهدى در تبیین فرایند انگیزه زدایى تا تغییر جایگاه فردى و اجتماعى، نظریه هرم معكوس را مطرح كرد و گفت: این هرم اساس طراحى‏هاى ذهن آنهاست، ولى آن را عنوان نمى‏كنند. هرم مذكور از بالا به پایین است. انگیزه را مى‏گیرند، ایجاد شك مى‏كنند، اقناع مى‏كنند و سپس مشروعیت بخشى و مشروعیت زدایى صورت مى‏گیرد و این منجر به دگردیسى مى‏شود (طور دیگرى زندگى مى‏كردید، حالا طور دیگرى زندگى مى‏كنید).
به تمام جوانب هم مى‏پردازند حرف زدن، راه رفتن و... .
در دوران محمد رضا شاه و تجدّد كه فراماسونرى روى آن كار مى‏كرد، به دنبال همین دگردیسى بودند. تحت این عنوان، كه تفكر تو باید متجدّد باشد «و هر كس كه در این طبقه نبود، مرتجع» نامیده مى‏شد.
همانند امروز كه هر كس كه تفكر با غرب همسو نیست فاندامنتالیسم (Fandanentalism) یا بنیادگرا نامیده مى‏شود. یعنى رجعت كرده به عقب و از نظر آنها؛ یعنى پسرفت. این در حالى است كه رنسانس (نوزایى) یعنى بازگشت به اصول یونان باستان، پس چگونه است كه در رنسانس، بحث بنیادگرایى مطرح نیست؟ یا هر كس كه جلو آنها بایستد، تروریست است و هركس كه با آنها باشد و آدم كشى كند، آزادیخواه است؟
بعد از دگردیسى وارد مرحله عضوپذیرى (در گروه‏هاى مختلف آنان) مى‏شویم. (حوزه بالاى هرم حوزه فردى است؛ یعنى با تك تك افراد كار دارند) بعد از آن نوبت به اقناع مى‏رسد؛ یعنى همان كارى كه در پایین هرم انجام شد. حالا در حوزه تولیدى انجام مى‏شود به این معنا كه خودتان یك عضو فعال مى‏شوید. منافقین از همین نمونه‏اند. وقتى دگردیسى رخ داد و وارد حوزه عضوپذیرى شدند، بلافاصله فرد را درگیر مى‏كنند (ترورهایى كه توسط منافقین انجام مى‏شد با توجه به این كه آنها خط قرمزهاى نظام را مى‏دانستند شاهدى بر این مدعا است).
مدت‏هاست در كشورهاى حوزه خلیج فارس و افغانستان كلیپى پخش مى‏شد كه آغازى این‏گونه داشت: پسر بچه‏اى كه كفش پاره‏اش را در آورده و سپس در یك شات (Shut) بسته، این پسربچه روى سكویى كه اطراف آن بازار است نشسته و كسى به او توجه ندارد. در این موقع در یك شات نیمه بسته دیگر، یك جوان بیست و چند ساله از كنار این پسر بچه عبور مى‏كند (این شات‏ها كار نحو و جمله‏هاى مختلف را انجام مى‏دهد) چیدمان كلامى تصویرها خیلى مهم است. آن كفش واژگان است. چهره پسر جوان در شات اول خندان و در نماى نزدیك (Close up) بعدى چهره او شدیداً گرفته و در جلیقه او بمب است كه به طرف وسط بازار مى‏رود و آن پسر بچه هم به دنبال او مى‏دود و بعد انفجار مى‏شود و تنها تصویرى كه دیده مى‏شود آن پسر بچه است و بعد از آن كه كلامى مى‏شود، آیه‏اى از قرآن خوانده مى‏شود. در این چیدمان گفتمانى، همه نیروها خودى‏اند در مقابل این كلیپ، 2 سال گذشته نماهنگى ساخته شد كه بخش‏هاى اول آن شبیه كلیپ قبلى است فقط در صحنه‏اى كه آن جوان مى‏خواهد برود، یك مفتى جلو مى‏آید و مى‏گوید كه چه كار مى‏خواهى بكنى؟ صحبت‏هاى این مفتى تأثیر مى‏گذارد و جوان منصرف مى‏شود. دنیاى غرب شدیداً به خاطر این كلیپ به كرزاى اعتراض كرده بود كه نقش این فرد شدیداً هدایتگرانه است.
در اخبار اصلى وجود دارد كه مى‏گوید: اول اخبار بد، سپس اخبار خوب عنوان گردد. براى مثال: «3 ستیزه‏گر فلسطینى در نوار غزه به هلاكت رسیدند» ما بین این خبرها، خبرى از جرج بوش و بعد چنین خبرى: «سربازان اسرائیلى در مواجهه با ستیزه‏جویان فلسطینى توانستند امنیت را برقرار كنند.»
آدم بدها(Bad Mans) و بعد آدم خوب‏ها (Good Mans) مطرح مى‏شوند.
این اُستاد زبانشناس در تبیین ابعاد زبان‏شناختى خبرها به چگالى واژگانى اشاره كرده و مى‏گوید: وقتى سرباز اسرائیلى كشته مى‏شود، مى‏گویند به قتل رسیده است؛ یعنى مقتول است و قاتلى دارد. از سوى دیگر درباره فلسطینى‏ها مى‏گویند به هلاكت رسیده است.
در مسئله «مردن» بحث سبب آن مطرح نیست. «جان باختن» براى ما چگالى مثبت دارد. «جان خود را از دست داد» براى اسرائیلى‏ها از این واژه‏ها استفاده مى‏كنند. «كشته شد»، اتهامى را وارد نمى‏سازد، اما «به قتل رسیده» قصد وارد كردن اتهام دارد. «به هلاكت رسیدن» را مطرح مى‏كنند، در حالى كه از واژه شهادت استفاده نمى‏كنند، چون كاملاً بار مذهبى دارد. ما باید چیدمان آنها را بررسى كنیم. بحث دیگر، مبتداسازى است. هرجا آدم خوب‏ها هستند مبتداسازى مى‏شود و همین‏طور آدم بدها (یعنى در هر دو مورد) متنها در چیدمان تفاوت دارند: بالاتر و پایین‏تر كاربرد دیگر مجهول‏سازى است. مثلاً در مورد اسرائیلى‏ها نه آنها را فاعل، قرار مى‏دهند و نه از واژه «توسط» استفاده مى‏كنند: «فلسطینى‏ها در دیگرى‏هاى نوار غزه كشته شدند». دشمن، همیشه در جایگاه «فاعل» یا «مبتدا» یا حتماً در قسمت «توسط» قرار مى‏گیرد. چون در مجهول‏سازى وقتى با واژه توسط را مى‏آوریم این خیلى قوى‏تر از معلوم است؛ یعنى آنها عامل هستند.
در افغانستان نیز همین‏طور است، جایى كه فعل نیروهاى ناتو مثبت است، آن را در جایگاه فاعل قرار مى‏دهند زمانى كه مثبت نیست، اصلاًبه آنها اشاره‏اى نمى‏شود.
این‏ها چیزهایى است كه از طریق زبان منتقل مى‏شود. در جنگ ایران و عراق هم از واژه‏هاى «ستیزه‏جو» (belligerent) استفاده مى‏شد؛ یعنى كسى كه داراى خوى جنگى و ذاتاً آدمكش است.
به هر حال همین ساختارها در قسمت درك افراد ایجاد تأثیرگذارى مى‏كنند و نماهایى كه در این گفتمان نشان داده مى‏شود، همه گزینش شده است. هیچ وقت صحنه‏هاى بدى از كشتار این‏ها نشان داده نمى‏شود. هیچ وقت مرگ كودك 2 و 3 ساله در تلویزیون‏هاى امریكا و كانادا نشان داده نمى‏شود؛ اما وقتى از زخم سرباز اسرائیلى خون مى‏آید، انواع شات‏هاى بسته را از او نشان مى‏دهند، مادرش او را بغل مى‏كند، بچه‏اش مى‏آید و...دارد، هیچ‏گاه مرگ فلسطینى‏ها نشان داده نمى‏شود و این‏ها همان مصادیق نحوهاى دیدارى است.
اما باز گردیم به سؤال آغازین مبحث كه جهانى شدن یك زبان، مثل زبان انگلیسى چه تأثیر و پیامدهایى در پى خواهد داشت؟ برخى مى‏پرسند كه چرا زبان فرانسه زبان دنیا و جهانى نمى‏شود؟ پاسخ مى‏دهند كه وقتى شما مجبور باشید به زبان انگلیسى صحبت و ایجاد ارتباط كنید باید به همان زبان فكر كنید، با همان واژگان فكر كنید و باید در همان قالب‏بندى‏هایى كه به شما نشان مى‏دهند پیش بروید. نه این كه حتماً زبانى به شما تحمیل كنند، بلكه تفكرهایى را كه پشت آن زبان دارد به شما تحمیل مى‏كنند.
پینكر از نظریه پردازان مكتب زایشى است كه در مواردى با چامسكى اختلاف دارد. چامسكى تحول در زبان و تحول در زیست‏شناسى، مثل داروین (زیست‏شناس انگلیسى و بنیانگذار مكتب داروینیسم و تنازع بقا) و گزینش تغییر را قبول ندارد، اما پینكر دارد. به نظر او شما به صورت خیلى آسان دارید از طریق زبان به تفكر حاكم، حاكمیت مى‏بخشید. شاید زبان در این بخش خیلى مهم نباشد، اما در همان قالب تفكر خودش را غالب مى‏كند. چند درصد از نویسندگان وقتى مى‏خواهند ارجاع دهند به آثار و نوشته‏هاى داخلى ارجاع مى‏دهند و دائماً به آثار غربى‏ها ارجاع داده مى‏شود.
بنابراین جهانى شدن یك شرط دارد كه باید این شرط را بپذیریم و آن شناخت است كه فرد با نیل به این شناخت بتواند بگوید كه من خود داراى تفكر هستم و تفكر خودم را در قالب این زبان مى‏ریزم اقتدار نیز به این معنى است كه ما از زبان آنها استفاده كنیم و نظرات خود را بازگو نماییم. اگر در جهانى شدن بحث تفكر حاكم مطرح است، باید سعى كنیم كه تفكر ما تفكر حاكم شود. در اهمیت این نكته همین بس كه مقام معظم رهبرى در سال 84 فرمودند: «دوستان و دانشمندان علوم اسلامى از شرح‏نویسى و تحشیه و تفسیر و نقد صرف دست بردارند و به سراغ نظریه‏پردازى بروند».

پايگاه حوزه

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما